infracted area
منطقه نقض شده
infracted code
کد نقض شده
infracted rights
حقوق نقض شده
infracted law
قانون نقض شده
infracted policy
سیاست نقض شده
infracted boundary
مرز نقض شده
infracted property
مالکیت نقض شده
infracted agreement
توافقنامه نقض شده
infracted territory
سرزمین نقض شده
infracted terms
شرایط نقض شده
the company was infracted for violating safety regulations.
شرکت به دلیل نقض مقررات ایمنی جریمه شد.
he was infracted for speeding in a school zone.
او به دلیل سرعت غیرمجاز در منطقه مدرسه جریمه شد.
the athlete was infracted for using banned substances.
ورزشکار به دلیل استفاده از مواد ممنوعه جریمه شد.
they were infracted for failing to comply with the new law.
آنها به دلیل عدم رعایت قانون جدید جریمه شدند.
she was infracted for not wearing a seatbelt.
او به دلیل استفاده نکردن از کمربند ایمنی جریمه شد.
the restaurant was infracted for health code violations.
رستوران به دلیل نقض قوانین بهداشتی جریمه شد.
he feels that being infracted is unfair.
او احساس میکند که جریمه شدن منصفانه نیست.
the school was infracted for not providing adequate resources.
مدرسه به دلیل عدم ارائه منابع کافی جریمه شد.
they were infracted for littering in the park.
آنها به دلیل پخش زباله در پارک جریمه شدند.
the contractor was infracted for not following safety protocols.
پیمانکار به دلیل عدم رعایت پروتکلهای ایمنی جریمه شد.
infracted area
منطقه نقض شده
infracted code
کد نقض شده
infracted rights
حقوق نقض شده
infracted law
قانون نقض شده
infracted policy
سیاست نقض شده
infracted boundary
مرز نقض شده
infracted property
مالکیت نقض شده
infracted agreement
توافقنامه نقض شده
infracted territory
سرزمین نقض شده
infracted terms
شرایط نقض شده
the company was infracted for violating safety regulations.
شرکت به دلیل نقض مقررات ایمنی جریمه شد.
he was infracted for speeding in a school zone.
او به دلیل سرعت غیرمجاز در منطقه مدرسه جریمه شد.
the athlete was infracted for using banned substances.
ورزشکار به دلیل استفاده از مواد ممنوعه جریمه شد.
they were infracted for failing to comply with the new law.
آنها به دلیل عدم رعایت قانون جدید جریمه شدند.
she was infracted for not wearing a seatbelt.
او به دلیل استفاده نکردن از کمربند ایمنی جریمه شد.
the restaurant was infracted for health code violations.
رستوران به دلیل نقض قوانین بهداشتی جریمه شد.
he feels that being infracted is unfair.
او احساس میکند که جریمه شدن منصفانه نیست.
the school was infracted for not providing adequate resources.
مدرسه به دلیل عدم ارائه منابع کافی جریمه شد.
they were infracted for littering in the park.
آنها به دلیل پخش زباله در پارک جریمه شدند.
the contractor was infracted for not following safety protocols.
پیمانکار به دلیل عدم رعایت پروتکلهای ایمنی جریمه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید