inharmonic

[ایالات متحده]/ɪnˈhɑːməʊnɪk/
[بریتانیا]/ɪnˈhɑrmənɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناهمهنگ; ناهمخوان

عبارات و ترکیب‌ها

inharmonic tones

ناهمگون بودن صداها

inharmonic intervals

فاصله‌های ناهمگون

inharmonic sounds

صداهای ناهمگون

inharmonic frequencies

فرکانس‌های ناهمگون

inharmonic series

سری ناهمگون

inharmonic vibrations

لرزش‌های ناهمگون

inharmonic resonance

تشدید ناهمگون

inharmonic chords

آکورد‌های ناهمگون

inharmonic overtones

ناهمگونی زیر صداها

inharmonic melodies

ملودی‌های ناهمگون

جملات نمونه

the inharmonic sounds of the orchestra created a unique atmosphere.

صداهای ناهمگون ارکستر فضایی منحصر به فرد ایجاد کرد.

her voice was inharmonic, clashing with the melody.

صدای او ناهمگون بود و با ملودی در تضاد بود.

inharmonic frequencies can produce interesting sound effects.

فرکانس‌های ناهمگون می‌توانند جلوه‌های صوتی جالب ایجاد کنند.

the inharmonic nature of the music puzzled many listeners.

طبیعت ناهمگون موسیقی باعث سردرگمی بسیاری از شنوندگان شد.

he experimented with inharmonic tones in his latest composition.

او با نت‌های ناهمگون در آخرین اثر خود آزمایش کرد.

the inharmonic elements added depth to the performance.

عناصر ناهمگون عمق بیشتری به اجرا اضافه کردند.

some musicians embrace inharmonic sounds to challenge traditional norms.

برخی از نوازندگان از صداهای ناهمگون برای به چالش کشیدن هنجارهای سنتی استقبال می‌کنند.

inharmonic overtones can be found in various musical instruments.

ناهمونی‌های بالایی می‌توانند در سازهای موسیقی مختلف یافت شوند.

the artist used inharmonic chords to evoke strong emotions.

هنرمند از آکورد‌های ناهمگون برای برانگیختن احساسات قوی استفاده کرد.

understanding inharmonic relationships is crucial in music theory.

درک روابط ناهمگون در تئوری موسیقی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید