inline

[ایالات متحده]/ˈɪnlaɪn/
[بریتانیا]/ˈɪnlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیده‌شده در یک خط یا توالی؛ نهاده‌شده یا جایگزین در یک سیستم؛ هماهنگ یا منظم؛ منطبق با یک استاندارد یا قانون
n. یک ردیف یا خط از اشیاء

عبارات و ترکیب‌ها

inline style

سبک در خط

inline comment

کامنت در خط

inline code

کد در خط

inline image

تصویر در خط

inline element

عنصر در خط

inline form

فرم در خط

inline link

لینک در خط

inline script

اسکریپت در خط

inline block

بلوک در خط

inline table

جداول در خط

جملات نمونه

the code was written inline, saving time and space.

کد به صورت inline نوشته شد و زمان و فضا را صرف نمی‌کرد.

she added some inline comments to clarify the code.

او چند نظر خطی (inline) را به منظور روشن‌تر کردن کد اضافه کرد.

the image was displayed inline within the text document.

عکس در داخل مدرک متنی به صورت inline نمایش داده شد.

he used inline styles to format the webpage.

او از استایل‌های inline برای فرمت‌دهی به وب‌سایت استفاده کرد.

the editor allows for inline editing of text.

ویرایشگر امکان ویرایش inline متن را فراهم می‌کند.

this software provides inline help features.

این نرم‌افزار ویژگی‌های کمک inline را فراهم می‌کند.

the spreadsheet program allows for inline formulas.

برنامه جدول محاسباتی امکان استفاده از فرمول‌های inline را فراهم می‌کند.

you can embed an inline video into your blog post.

شما می‌توانید یک ویدیو inline را در پست وبلاگ خود قرار دهید.

the author used inline citations to support their claims.

نویسنده از ارجاع‌های inline برای حمایت از ادعاهای خود استفاده کرد.

the document editor offers the option for inline numbering.

ویرایشگر مدرک گزینه شماره‌گذاری inline را ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید