| جمع | innocenses |
she retained her childlike innocence throughout her life.
او طی تمام زندگی خود به خالص بیگناهی کودکی خود پایبند ماند.
the trial aimed to prove his innocence.
این دادگاه به منظور اثبات بیگناهی او بود.
there was a look of pure innocence in her eyes.
در چشمان او نگاهی از بیگناهی خالص وجود داشت.
he claimed innocence but evidence proved otherwise.
او بیگناهی خود را ادعا کرد اما شواهد نشان داد که اینطور نیست.
the documentary explores the loss of innocence in modern society.
این فیلم مستند به ازدست دادن بیگناهی در جامعه مدرن پرداخته است.
her innocence was questioned during the investigation.
بیگناهی او در طول تحقیقات مورد پرسش قرار گرفت.
the movie portrays the innocence of youth.
این فیلم بیگناهی جوانی را نمایش میدهد.
his innocence was finally cleared by the court.
بیگناهی او در نهایت توسط دادگاه اثبات شد.
she smiled with unmistakable innocence.
او با یک لبخندی که بیگناهی قابل تشخیصی داشت، لبخند زد.
the character represents political innocence.
این شخصیت بیگناهی سیاسی را نمایش میدهد.
they discussed the innocence of the accused.
آنها بیگناهی متهم را مورد بحث قرار دادند.
his innocence was evident to everyone who knew him.
بیگناهی او به هر کسی که او را میشناخت، آشکار بود.
she retained her childlike innocence throughout her life.
او طی تمام زندگی خود به خالص بیگناهی کودکی خود پایبند ماند.
the trial aimed to prove his innocence.
این دادگاه به منظور اثبات بیگناهی او بود.
there was a look of pure innocence in her eyes.
در چشمان او نگاهی از بیگناهی خالص وجود داشت.
he claimed innocence but evidence proved otherwise.
او بیگناهی خود را ادعا کرد اما شواهد نشان داد که اینطور نیست.
the documentary explores the loss of innocence in modern society.
این فیلم مستند به ازدست دادن بیگناهی در جامعه مدرن پرداخته است.
her innocence was questioned during the investigation.
بیگناهی او در طول تحقیقات مورد پرسش قرار گرفت.
the movie portrays the innocence of youth.
این فیلم بیگناهی جوانی را نمایش میدهد.
his innocence was finally cleared by the court.
بیگناهی او در نهایت توسط دادگاه اثبات شد.
she smiled with unmistakable innocence.
او با یک لبخندی که بیگناهی قابل تشخیصی داشت، لبخند زد.
the character represents political innocence.
این شخصیت بیگناهی سیاسی را نمایش میدهد.
they discussed the innocence of the accused.
آنها بیگناهی متهم را مورد بحث قرار دادند.
his innocence was evident to everyone who knew him.
بیگناهی او به هر کسی که او را میشناخت، آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید