insanely

[ایالات متحده]/in'seinli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز بسیار یا وحشیانه‌ای؛ به‌صورت دیوانه‌وار یا غیرقابل کنترل

جملات نمونه

she was madly in love; deadly dull; deadly earnest; deucedly clever; insanely jealous.

او دیوانه وار عاشق بود؛ به طرز خسته کننده ای کسل کننده؛ به شدت مصمم؛ به طرز شگفت انگیزی باهوش؛ به طرز جنون آمیزی حسود.

The roller coaster was insanely fast.

قطار کوستر به طرز دیوانه‌واری سریع بود.

She is insanely talented at playing the piano.

او به طرز دیوانه‌واری در نواختن پیانو بااستعداد است.

The party was insanely fun.

مهمانی به طرز دیوانه‌واری سرگرم‌کننده بود.

He is insanely rich.

او به طرز دیوانه‌واری ثروتمند است.

The competition was insanely fierce.

رقابت به طرز دیوانه‌واری شدید بود.

The dessert was insanely delicious.

دسر به طرز دیوانه‌واری خوشمزه بود.

The movie was insanely scary.

فیلم به طرز دیوانه‌واری ترسناک بود.

The hike was insanely difficult.

پیاده‌روی به طرز دیوانه‌واری دشوار بود.

Her beauty is insanely captivating.

زیبایی او به طرز دیوانه‌واری مسحورکننده است.

The technology is advancing insanely quickly.

فناوری به طرز دیوانه‌واری به سرعت در حال پیشرفت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید