instroke

[ایالات متحده]/ˈɪnstrəʊk/
[بریتانیا]/ˈɪnstroʊk/

ترجمه

n. ضربه داخلی در یک چرخه موتور; ضربه خروجی; ضربه فشاری
Word Forms
جمعinstrokes

عبارات و ترکیب‌ها

instroke pattern

الگوی حرکت دست

instroke technique

تکنیک حرکت دست

instroke motion

حرکت دست

instroke phase

فاز حرکت دست

instroke effect

اثر حرکت دست

instroke analysis

تجزیه و تحلیل حرکت دست

instroke strategy

استراتژی حرکت دست

instroke force

نیروی حرکت دست

instroke control

کنترل حرکت دست

instroke response

واکنش حرکت دست

جملات نمونه

he felt a sudden instroke of inspiration while painting.

او احساس کرد که در حین نقاشی‌کشی، ناگهان الهام‌بخش‌کننده‌ای را تجربه می‌کند.

the musician experienced an instroke of creativity during the jam session.

موسیقی‌دان در طول جلسه بداهه نوازی، یک موج ناگهانی خلاقیت را تجربه کرد.

she had an instroke of realization about her career path.

او یک موج ناگهانی درک در مورد مسیر شغلی خود داشت.

his instroke of confidence helped him deliver a great presentation.

موج ناگهانی اعتماد به نفس او به ارائه یک ارائه عالی کمک کرد.

during the meeting, an instroke of clarity allowed her to solve the problem.

در طول جلسه، یک موج ناگهانی وضوح به او اجازه داد تا مشکل را حل کند.

the writer's instroke of genius led to a bestselling novel.

موج ناگهانی نبوغ نویسنده منجر به یک رمان پرفروش شد.

he had an instroke of understanding after reading the book.

پس از خواندن کتاب، او یک موج ناگهانی درک داشت.

an instroke of joy filled her heart when she received the news.

وقتی خبر را شنید، یک موج ناگهانی شادی قلب او را پر کرد.

the team experienced an instroke of motivation before the final match.

قبل از بازی نهایی، تیم یک موج ناگهانی انگیزه را تجربه کرد.

he had an instroke of doubt about his decision.

او یک موج ناگهانی تردید در مورد تصمیم خود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید