insulatable material
مواد عایق
insulatable walls
سطح عایق
insulatable glass
قطعه عایق
insulatable roof
محفظه عایق
insulatable panels
کاملاً عایق
insulatable surface
به راحتی عایق
insulatable areas
به آسانی عایق
insulatable layer
غیرقابل عایق
insulatable components
در حال عایق بودن
insulatable structure
فضای عایق
the pipes need to be insulatable during the winter months.
لوله ها باید در طول ماه های زمستان قابل عایق بندی باشند.
this material is highly insulatable and suitable for cold climates.
این ماده به شدت قابل عایق بندی بوده و برای آب و هوای سرد مناسب است.
the walls must be properly insulatable to prevent heat loss.
دیوارها باید به درستی قابل عایق بندی باشند تا از اتلاف گرما جلوگیری شود.
electrical wires should be insulatable for safety reasons.
سیم های برق باید به دلایل ایمنی قابل عایق بندی باشند.
the attic space is easy to insulatable with modern materials.
فضای زیر شیروانی به راحتی با مصالح مدرن قابل عایق بندی است.
these containers are insulatable to maintain temperature.
این ظروف برای حفظ دما قابل عایق بندی هستند.
the building's exterior needs to be insulatable before winter.
سطح بیرونی ساختمان باید قبل از زمستان قابل عایق بندی باشد.
proper installation makes the roof insulatable year-round.
نصب مناسب باعث می شود سقف در طول سال قابل عایق بندی باشد.
the system includes insulatable components for efficiency.
این سیستم شامل اجزای قابل عایق بندی برای افزایش کارایی است.
older homes may not be fully insulatable without renovation.
خانه های قدیمی ممکن است بدون بازسازی به طور کامل قابل عایق بندی نباشند.
this type of foam is specifically designed to be insulatable.
این نوع فوم به طور خاص برای عایق بندی طراحی شده است.
the garage doors are made insulatable for climate control.
درهای گاراژ برای کنترل آب و هوا قابل عایق بندی هستند.
hot water tanks should be insulatable to reduce energy costs.
گلدان های آب گرم باید برای کاهش هزینه های انرژی قابل عایق بندی باشند.
insulatable material
مواد عایق
insulatable walls
سطح عایق
insulatable glass
قطعه عایق
insulatable roof
محفظه عایق
insulatable panels
کاملاً عایق
insulatable surface
به راحتی عایق
insulatable areas
به آسانی عایق
insulatable layer
غیرقابل عایق
insulatable components
در حال عایق بودن
insulatable structure
فضای عایق
the pipes need to be insulatable during the winter months.
لوله ها باید در طول ماه های زمستان قابل عایق بندی باشند.
this material is highly insulatable and suitable for cold climates.
این ماده به شدت قابل عایق بندی بوده و برای آب و هوای سرد مناسب است.
the walls must be properly insulatable to prevent heat loss.
دیوارها باید به درستی قابل عایق بندی باشند تا از اتلاف گرما جلوگیری شود.
electrical wires should be insulatable for safety reasons.
سیم های برق باید به دلایل ایمنی قابل عایق بندی باشند.
the attic space is easy to insulatable with modern materials.
فضای زیر شیروانی به راحتی با مصالح مدرن قابل عایق بندی است.
these containers are insulatable to maintain temperature.
این ظروف برای حفظ دما قابل عایق بندی هستند.
the building's exterior needs to be insulatable before winter.
سطح بیرونی ساختمان باید قبل از زمستان قابل عایق بندی باشد.
proper installation makes the roof insulatable year-round.
نصب مناسب باعث می شود سقف در طول سال قابل عایق بندی باشد.
the system includes insulatable components for efficiency.
این سیستم شامل اجزای قابل عایق بندی برای افزایش کارایی است.
older homes may not be fully insulatable without renovation.
خانه های قدیمی ممکن است بدون بازسازی به طور کامل قابل عایق بندی نباشند.
this type of foam is specifically designed to be insulatable.
این نوع فوم به طور خاص برای عایق بندی طراحی شده است.
the garage doors are made insulatable for climate control.
درهای گاراژ برای کنترل آب و هوا قابل عایق بندی هستند.
hot water tanks should be insulatable to reduce energy costs.
گلدان های آب گرم باید برای کاهش هزینه های انرژی قابل عایق بندی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید