insulate

[ایالات متحده]/ˈɪnsjuleɪt/
[بریتانیا]/ˈɪnsəleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ایزوله کردن، کسی یا چیزی را جدا کردن؛ [فیزیک] عایق کردن، عایق حرارتی ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

insulated walls

دیوارهای عایق

insulate against heat

در برابر گرما عایق‌سازی کنید

insulate pipes

عایق‌سازی لوله‌ها

جملات نمونه

insulate an electric wire with rubber

عایق‌گذاری یک سیم برق با لاستیک

they could draughtproof and insulate your home for you.

آنها می‌توانند خانه شما را در برابر نشت هوا عایق‌بندی و گرم کنند.

The function of a mammal's fur is to insulate the body.

وظیفه خز حیوانات پستاندار این است که بدن را عایق کند.

This room is insulated against noise.

این اتاق در برابر صدا عایق‌بندی شده است.

the room was heavily insulated against all outside noise.

اتاق به شدت در برابر تمام صداهای بیرونی عایق‌بندی شده بود.

the case is carefully insulated to prevent short circuits.

موارد استفاده به دقت عایق‌بندی شده‌اند تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.

the village was insulated by every flood of the river.

دهکده توسط هر سیل رودخانه عایق‌بندی شده بود.

a hot plate under an insulated lid.

صفحه داغ زیر درپوش عایق.

bifrequency magnetically insulated transmission line oscillator;

نوسانگر خط انتقال عایق مغناطیسی دو فرکانسی;

The ceiling tiles help to insulate a room.

کف‌پوش‌های سقفی به عایق‌سازی یک اتاق کمک می‌کنند.

trying to insulate herself from the chaos surrounding her;

سعی کرد خود را از هرج و مرجی که در اطرافش وجود داشت جدا کند.

Asbestos can be used to insulate a cooking stove.

آسفست می‌تواند برای عایق‌سازی اجاق گاز استفاده شود.

They have found a way to insulate themselves against the cost of inflation.

آنها راهی برای محافظت از خود در برابر هزینه‌های تورم پیدا کرده‌اند.

The royal family is insulated from many of the difficulties faced by ordinary people.

خانواده سلطنتی از بسیاری از مشکلات پیش روی مردم عادی محافظت شده است.

Living in a high building tends to insulate us from the real life of the city.

زندگی در یک ساختمان بلند، ما را از زندگی واقعی شهر جدا می‌کند.

The wires must be insulated from touching each other, with a rubber covering.

سیم‌ها باید از تماس با یکدیگر عایق‌بندی شوند، با پوشش لاستیکی.

Adrenoleukodystrophy (ALD) is a degenerative disorder of myelin, a complex fatty neural tissue that insulates many nerves of the central and peripheral nervous systems.

آدرنولکو دایستروفی (ALD) یک اختلال تنزلی در میلین است، یک بافت عصبی چربی پیچیده که بسیاری از اعصاب سیستم عصبی مرکزی و محیطی را عایق می کند.

Garage to House -- steel insulated 6 panel 32” right hand outswing into garage bore for lockset and deadbolt.

گاراژ به خانه - فولادی عایق شده 6 پنله 32 اینچی، درب راست بازشو به سمت گاراژ، سوراخ برای قفل و زبانه.

Many houses in the north are warm in winter because they are insulated so that the heat is not lost.

بسیاری از خانه‌ها در شمال در زمستان گرم هستند زیرا عایق‌بندی شده‌اند تا گرما از دست نرود.

Early electrical workers used it as a coating to insulate coils, and molded it into stand-alone insulators by pressing together layers of shellac-impreg-nated paper.

کارگران برق اولیه از آن به عنوان پوششی برای عایق سیم‌پیچ‌ها استفاده می‌کردند و آن را با فشار دادن لایه‌های کاغذ آغشته به لاک، به عایق‌های مستقل تبدیل می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید