integratively

[ایالات متحده]/ɪnˈteɡrətɪvli/
[بریتانیا]/ɪnˈteɡrətɪvli/

ترجمه

adv. به روشی یکپارچه؛ به گونه‌ای که اجزا را در یک کل ترکیب یا متحد کند.

عبارات و ترکیب‌ها

integratively designed

طراحی یکپارچه

integratively developed

توسعه یکپارچه

integratively implemented

اجرای یکپارچه

integratively managed

مدیریت یکپارچه

integratively structured

ساختار یکپارچه

integratively organized

سازماندهی یکپارچه

integratively coordinated

هماهنگی یکپارچه

integratively focused

متمرکز بر یکپارچگی

integratively built

ساخته شده به صورت یکپارچه

integratively applied

اعمال یکپارچه

جملات نمونه

the research team approaches the problem integratively, combining multiple methodologies to achieve comprehensive results.

گروه تحقیقاتی با رویکردی جامع، از روش‌های متعددی برای دستیابی به نتایج جامع استفاده می‌کند.

the new curriculum is integratively designed to connect theoretical knowledge with practical applications.

برنامه درسی جدید به گونه‌ای جامع طراحی شده است تا ارتباط بین دانش نظری و کاربردهای عملی را برقرار کند.

the project manager coordinates all phases integratively, ensuring smooth transitions between stages.

مدیر پروژه تمام مراحل را به صورت جامع هماهنگ می‌کند و از انتقال روان بین مراحل اطمینان حاصل می‌کند.

our approach to sustainability integrates environmental, economic, and social factors integratively.

رویکرد ما به پایداری، عوامل زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی را به صورت جامع ادغام می‌کند.

the university has developed an integratively structured program that blends online and in-person learning.

دانشگاه یک برنامه ساختاریافته جامع ایجاد کرده است که آموزش آنلاین و حضوری را با هم ترکیب می‌کند.

the company implements its diversity and inclusion initiatives integratively across all departments.

شرکت طرح‌های متنوع‌سازی و شمول را به صورت جامع در تمام بخش‌ها اجرا می‌کند.

scientists are analyzing the data integratively, considering both quantitative and qualitative factors.

دانشمندان داده‌ها را به صورت جامع تجزیه و تحلیل می‌کنند و هم عوامل کمی و هم کیفی را در نظر می‌گیرند.

the healthcare system is being reformed integratively to improve patient outcomes and efficiency.

سیستم بهداشت و درمان به طور جامع در حال بازسازی است تا نتایج و کارایی بالاتری برای بیماران به ارمغان آورد.

the urban development plan integrates residential, commercial, and recreational spaces integratively.

طرح توسعه شهری فضاهای مسکونی، تجاری و تفریحی را به صورت جامع ادغام می‌کند.

the teacher combines different teaching methods integratively to address diverse learning styles.

معلم روش‌های تدریس مختلف را به صورت جامع ترکیب می‌کند تا با سبک‌های یادگیری متنوع مقابله کند.

the research paper examines the historical and contemporary perspectives integratively.

مقاله تحقیقاتی به طور جامع دیدگاه‌های تاریخی و معاصر را بررسی می‌کند.

the organization manages its resources integratively to maximize efficiency and minimize waste.

سازمان منابع خود را به صورت جامع مدیریت می‌کند تا کارایی را به حداکثر برساند و اتلاف را به حداقل برساند.

the software platform integrates various tools and features integratively for seamless user experience.

پلتفرم نرم‌افزاری ابزارها و ویژگی‌های مختلف را به صورت جامع ادغام می‌کند تا تجربه کاربری یکپارچه و بدون نقص فراهم کند.

the policy framework addresses economic, social, and environmental issues integratively.

چارچوب سیاست‌گذاری به طور جامع به مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی می‌پردازد.

the musical composition blends classical and modern elements integratively.

قطعه موسیقی عناصر کلاسیک و مدرن را به صورت جامع با هم ترکیب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید