intercommunion

[ایالات متحده]/ˌɪntə kəˈmjuːnɪən/
[بریتانیا]/ˌɪntər kəˈmjunɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعامل یا ارتباط متقابل; جشن مشترک Eucharist توسط فرقه‌های مختلف
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

intercommunion service

خدمات تعمید متقابل

intercommunion agreement

توافقنامه تعمید متقابل

intercommunion practice

عملکرد تعمید متقابل

intercommunion dialogue

گفتگوی تعمید متقابل

intercommunion policy

سیاست تعمید متقابل

intercommunion relationship

ارتباط تعمید متقابل

intercommunion movement

جنبش تعمید متقابل

intercommunion fellowship

همکاری تعمید متقابل

intercommunion theology

الهیات تعمید متقابل

intercommunion event

رویداد تعمید متقابل

جملات نمونه

intercommunion among different cultures fosters understanding.

همزیستی بین فرهنگ‌های مختلف باعث ایجاد درک متقابل می‌شود.

the church encourages intercommunion with other faiths.

کلیسای جامع با سایر ادیان ارتباط برقرار می‌کند.

intercommunion can strengthen community bonds.

همزیستی می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.

they believe in intercommunion as a path to peace.

آنها معتقدند که همزیستی راهی به سوی صلح است.

intercommunion is essential for global harmony.

همزیستی برای هماهنگی جهانی ضروری است.

through intercommunion, we can share diverse perspectives.

از طریق همزیستی، می‌توانیم دیدگاه‌های متنوع را به اشتراک بگذاریم.

intercommunion helps to break down cultural barriers.

همزیستی به شکستن موانع فرهنگی کمک می‌کند.

they organized an intercommunion event to celebrate diversity.

آنها یک رویداد همزیستی برای بزرگداشت تنوع برگزار کردند.

intercommunion among different religions promotes tolerance.

همزیستی بین ادیان مختلف، تحمل را ترویج می‌کند.

effective intercommunion requires open-mindedness and respect.

همزیستی مؤثر به ذهن باز بودن و احترام نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید