interdicted area
منطقه ممنوع
interdicted substance
مواد ممنوعه
interdicted goods
کالاهای ممنوعه
interdicted person
شخص ممنوع
interdicted activity
فعالیت ممنوعه
interdicted zone
منطقه ممنوعه
interdicted items
وسایل ممنوعه
interdicted law
قانون ممنوع
interdicted practice
روش ممنوعه
interdicted access
دسترسی ممنوعه
the shipment was interdicted by customs officials.
بارگیری توسط مقامات گمرکی ممنوع شد.
access to certain areas has been interdicted for safety reasons.
دسترسی به مناطق خاص به دلایل ایمنی ممنوع شده است.
the law interdicted the sale of certain drugs.
قانون فروش برخی از داروها را ممنوع کرد.
his actions were interdicted by the court.
اقدامات او توسط دادگاه ممنوع شد.
they interdicted the use of the old equipment.
آنها استفاده از تجهیزات قدیمی را ممنوع کردند.
the treaty interdicted all forms of warfare.
معاهده هرگونه جنگ را ممنوع کرد.
interdicted communication can lead to misunderstandings.
ارتباطات ممنوع میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
many countries have interdicted the import of certain goods.
بسیاری از کشورها واردات برخی از کالاها را ممنوع کرده اند.
they were interdicted from traveling abroad.
آنها از سفر به خارج از کشور ممنوع شدند.
the school interdicted students from using their phones during class.
مدارس استفاده دانش آموزان از تلفن همراه در طول کلاس را ممنوع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید