interdicts

[ایالات متحده]/ˈɪntədɪkts/
[بریتانیا]/ˈɪntərdɪkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ممنوعیت رسمی; فرمان ممنوعیت
v. ممنوع کردن (یک عمل); محدود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

law interdicts

ممنوعیت‌های قانونی

government interdicts

ممنوعیت‌های دولتی

trade interdicts

ممنوعیت‌های تجاری

military interdicts

ممنوعیت‌های نظامی

economic interdicts

ممنوعیت‌های اقتصادی

interdicts imposed

ممنوعیت‌های اعمال شده

interdicts against

ممنوعیت‌ها علیه

interdicts on trade

ممنوعیت‌ها بر تجارت

interdicts in law

ممنوعیت‌ها در قانون

interdicts issued

ممنوعیت‌های صادر شده

جملات نمونه

the law interdicts any form of discrimination.

قانون هر نوع تبعیض را ممنوع می‌کند.

the organization interdicts the sale of harmful products.

سازمان فروش محصولات مضر را ممنوع می‌کند.

the government interdicts the use of certain pesticides.

دولت استفاده از برخی آفت‌کش‌ها را ممنوع می‌کند.

the school interdicts the use of mobile phones during class.

مدارس استفاده از تلفن همراه در طول کلاس را ممنوع می‌کند.

the treaty interdicts military actions in the region.

معاهده اقدامات نظامی در منطقه را ممنوع می‌کند.

many cultures interdict certain foods for religious reasons.

فرهنگ‌های بسیاری به دلایل مذهبی، مصرف برخی غذاها را ممنوع می‌کنند.

the court interdicts the publication of sensitive information.

دادگاه انتشار اطلاعات حساس را ممنوع می‌کند.

the policy interdicts any form of harassment in the workplace.

سیاست هر نوع آزار و اذیت در محل کار را ممنوع می‌کند.

the regulations interdict the import of endangered species.

قوانین واردات گونه‌های در معرض خطر را ممنوع می‌کند.

the organization interdicts the use of child labor in its factories.

سازمان استفاده از کار کودکان در کارخانه‌های خود را ممنوع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید