interdits

[ایالات متحده]/ˈɪntədɪts/
[بریتانیا]/ˈɪntərdɪts/

ترجمه

adj. ممنوع

عبارات و ترکیب‌ها

interdits de fumer

مصادره سیگار کشیدن

interdits d'accès

مصادره دسترسی

interdits alimentaires

مصادره غذایی

interdits de circulation

مصادره ترافیک

interdits de vote

مصادره رای دادن

interdits de séjour

مصادره اقامت

interdits de travail

مصادره کار

interdits temporaires

مصادره موقت

interdits d'importation

مصادره واردات

interdits d'exportation

مصادره صادرات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید