interludes

[ایالات متحده]/ˈɪntəluːdz/
[بریتانیا]/ˈɪntərluːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (شکل جمع میان‌پرده)؛ وقفه‌ای در یک اجرا یا رویداد؛ زمانی بین دو رویداد؛ یک رویداد یا قطعه‌ای که در طول یک فرایند رخ می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

musical interludes

قطعات موسیقی

interludes of silence

فاصله‌های سکوت

dramatic interludes

قطعات نمایشی

short interludes

قطعات کوتاه

comic interludes

قطعات خنده‌دار

interludes of joy

لحظات شادی

interludes of peace

لحظات آرامش

poetic interludes

قطعات شاعرانه

interludes of thought

لحظات تفکر

interludes in time

فاصله‌های زمانی

جملات نمونه

we enjoyed the interludes between the main acts.

ما از وقفه‌های بین بخش‌های اصلی لذت بردیم.

the interludes added depth to the overall performance.

این وقفه‌ها عمق بیشتری به اجرای کلی بخشیدند.

during the interludes, the audience could relax and chat.

در طول وقفه‌ها، تماشاگران می‌توانستند استراحت کرده و گپ بزنند.

she composed beautiful interludes for her symphony.

او قطعات بینابینی زیبا برای سمفونی خود ساخت.

interludes in the story provided a welcome break.

وقفه‌ها در داستان، یک استراحت خوشایند فراهم کردند.

they used interludes to transition between scenes smoothly.

آنها از وقفه‌ها برای انتقال روان بین صحنه‌ها استفاده کردند.

the interludes were filled with humor and wit.

این وقفه‌ها پر از طنز و ذوق و استعداد بودند.

musical interludes can enhance the emotional impact of a film.

قطعات بینابینی موسیقی می‌توانند تأثیر احساسی یک فیلم را افزایش دهند.

we planned interludes for the event to keep guests entertained.

ما وقفه‌هایی را برای سرگرمی مهمانان در طول رویداد برنامه‌ریزی کردیم.

interludes in classical music often showcase different instruments.

قطعات بینابینی در موسیقی کلاسیک اغلب سازهای مختلف را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید