interpollinating

[ایالات متحده]//ˌɪn.təˈpɒl.ɪ.neɪ.tɪŋ//
[بریتانیا]//ˌɪn.tɚˈpɑː.lə.neɪ.tɪŋ//

ترجمه

adj. توصیف‌کننده چیزی که به صورت متقابل گرده‌افشانی می‌شود؛ شامل انتقال متقابل گرده بین گیاهان.
v. فعل استمراری فعل interpollate؛ انتقال گرده به صورت متقابل بین گل‌ها یا گیاهان مختلف به گونه‌ای که هر کدام گرده‌افشانی شوند (گرده‌افشانی متقابل).

عبارات و ترکیب‌ها

interpollinating ideas

Persian_translation

interpollinating plants

Persian_translation

interpollinating flowers

Persian_translation

interpollinating species

Persian_translation

interpollinating crops

Persian_translation

جملات نمونه

scientists are interpollinating data from multiple studies to strengthen the conclusions.

دانشمندان در حال تلفیق داده‌ها از مطالعات متعدد برای تقویت نتیجه‌گیری‌ها هستند.

the design team is interpollinating ideas across departments to spark fresh solutions.

گروه طراحی در حال تلفیق ایده‌ها در سراسر بخش‌ها برای ایجاد راه حل‌های نوآورانه هستند.

our lab is interpollinating methods from genetics and ecology to build a better model.

آزمایشگاه ما در حال تلفیق روش‌ها از ژنتیک و محیط‌شناسی برای ساختن یک مدل بهتر هستند.

journalists are interpollinating sources to verify the story before publication.

روزنامه‌نگاران در حال تلفیق منابع برای تأیید داستان قبل از انتشار هستند.

the startup is interpollinating technology with customer feedback to refine the product.

شرکت نوپا در حال تلفیق فناوری با بازخورد مشتریان برای بهبود محصول هستند.

teachers are interpollinating lesson plans with real-world examples to keep students engaged.

معلمان در حال تلفیق طرح درس با مثال‌های دنیای واقعی برای حفظ تعامل دانش‌آموزان هستند.

policy makers are interpollinating research with local knowledge to craft practical rules.

قانون‌گذاران در حال تلفیق تحقیقات با دانش محلی برای تدوین قوانین عملی هستند.

engineers are interpollinating best practices across teams to reduce defects.

مهندسان در حال تلفیق بهترین روش‌ها در سراسر تیم‌ها برای کاهش نقص‌ها هستند.

the conference encourages interpollinating perspectives between industry leaders and academics.

کنفرانس تشویق به تلفیق دیدگاه‌ها بین رهبران صنعت و دانشگاهیان می‌کند.

we are interpollinating feedback from users and testers to prioritize the next release.

ما در حال تلفیق بازخورد از کاربران و تست‌کنندگان برای اولویت‌بندی انتشار بعدی هستیم.

analysts are interpollinating market trends with historical records to forecast demand.

تحلیلگران در حال تلفیق روند بازار با سوابق تاریخی برای پیش‌بینی تقاضا هستند.

the museum exhibit is interpollinating art and science to attract new audiences.

نمایشگاه موزه در حال تلفیق هنر و علم برای جذب مخاطبان جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید