involuted

[ایالات متحده]/ˌɪn.vəˈluː.tɪd/
[بریتانیا]/ˌɪn.vəˈluː.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده; ظریف; دشوار برای درک; بازگشت به حالت قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

involuted structure

ساختار پیچیده

involuted reasoning

استدلال پیچیده

involuted narrative

روایت پیچیده

involuted process

فرآیند پیچیده

involuted argument

استدلال پیچیده

involuted design

طراحی پیچیده

involuted logic

منطق پیچیده

involuted language

زبان پیچیده

involuted system

سیستم پیچیده

involuted pattern

الگوی پیچیده

جملات نمونه

the plot of the movie was quite involuted, making it hard to follow.

طرح فیلم بسیار پیچیده بود و درک آن را دشوار می‌کرد.

his explanation was so involuted that i lost track of the main point.

توضیحات او آنقدر پیچیده بود که مسیر اصلی را از دست دادم.

the involuted design of the machine puzzled the engineers.

طراحی پیچیده دستگاه باعث سردرگمی مهندسان شد.

she has an involuted way of thinking that often confuses others.

او روش فکر کردن پیچیده‌ای دارد که اغلب دیگران را گیج می‌کند.

the discussion became involuted, leading us off-topic.

بحث به پیچیدگی کشید و ما را از موضوع اصلی دور کرد.

his involuted arguments made it difficult to understand his stance.

استدلال‌های پیچیده او فهمیدن موضع او را دشوار می‌کرد.

the novel's involuted narrative structure requires careful reading.

ساختار روایی پیچیده رمان نیاز به خواندن دقیق دارد.

the involuted nature of the legal system can be overwhelming.

ماهیت پیچیده سیستم حقوقی می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

her involuted reasoning often leads to misunderstandings.

استدلال‌های پیچیده او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

the artist's involuted style is both intriguing and challenging.

سبک پیچیده هنرمند هم جذاب و هم چالش‌برانگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید