iotas

[ایالات متحده]/aɪˈəʊtə/
[بریتانیا]/aɪˈoʊtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار بسیار کوچک; نهمین حرف الفبای یونانی.

جملات نمونه

not an iota of truth to that tale.

هیچ ذره‌ای حقیقت در آن داستان وجود ندارد.

There is not an iota of truth in his story.

هیچ ذره‌ای حقیقت در داستان او وجود ندارد.

There is not an iota of truth in his remarks.

هیچ ذره‌ای حقیقت در نظرات او وجود ندارد.

nothing she said seemed to make an iota of difference.

هیچ‌کدام از حرف‌هایش به نظر نمی‌رسید که ذره‌ای تفاوت ایجاد کند.

I don't have an iota of doubt in my mind.

من ذره‌ای تردید در ذهنم ندارم.

There is not an iota of truth in what he said.

هیچ ذره‌ای حقیقت در آنچه او گفت وجود ندارد.

She doesn't have an iota of patience.

او ذره‌ای صبر ندارد.

I haven't seen an iota of progress in this project.

من ذره‌ای پیشرفت در این پروژه ندیده‌ام.

He doesn't have an iota of common sense.

او ذره‌ای عقل سلیم ندارد.

There is not an iota of kindness in his actions.

در اقدامات او ذره‌ای مهربانی وجود ندارد.

I couldn't find an iota of evidence to support his claim.

من نتوانستم ذره‌ای مدرک برای اثبات ادعای او پیدا کنم.

She doesn't have an iota of interest in that topic.

او ذره‌ای علاقه ای به آن موضوع ندارد.

I haven't seen an iota of improvement in his performance.

من ذره‌ای بهبود در عملکرد او ندیده‌ام.

There is not an iota of logic in his argument.

در استدلال او ذره‌ای منطق وجود ندارد.

نمونه‌های واقعی

But your anxiety does not contribute one I iota to your progress.

اما اضطراب شما هیچ سهمی در پیشرفت شما ندارد.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

The State has not produced one iota of medical evidence that the crime Tom Robinson is charged with ever took place.

ایالت هیچ مدرک پزشکی ارائه نکرده است که جرمی که توم رابینسون به اتهام آن متهم است، هرگز رخ نداده است.

منبع: "To Kill a Mockingbird" Original Soundtrack

She did not show even an iota of her work.

او حتی ذره‌ای از کار خود را نشان نداد.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American August 2023 Compilation

This is an intelligence without an iota of memory in it, unsullied by memory.

این یک هوش است که هیچ ذره‌ای حافظه در آن وجود ندارد، حافظه را آلوده نمی‌کند.

منبع: Complete English Speech Collection

But I shall not therefore drop one iota of my convictions, or cease to identify myself with that truth which an evil generation hates.

اما من بنابراین ذره‌ای از باورهایم را رها نخواهم کرد یا از شناسایی خود با آن حقیقتی که یک نسل بدخواه می‌پسندد، دست نخواهم کشید.

منبع: Middlemarch (Part One)

And they chuckled inwardly at the idea of the workmen's discomfiture and defeat, in their attempt to alter one iota of what Thornton had decreed.

و آنها به طور پنهانی از این فکر می‌خندیدند که کارگران در تلاش برای تغییر حتی ذره‌ای از آنچه تورنتون مقرر کرده بود، دچار شکست و ناامیدی می‌شوند.

منبع: South and North (Middle)

She knew that if one iota of the truth were proved against them, not only she and Frank but the innocent Pitty as well would go to jail.

او می‌دانست که اگر حتی ذره‌ای از حقیقت علیه آنها ثابت شود، نه تنها او و فرانک، بلکه پیتی بی‌گناه نیز به زندان خواهد رفت.

منبع: Gone with the Wind

Yes? All right. Here it is: " I don't blame you one iota for feeling as you do. If I were you I would undoubtedly feel just as you do" .

بله؟ باشه. اینجاست: "من شما را به هیچ وجه به خاطر احساساتتان سرزنش نمی‌کنم. اگر جای شما بودم، قطعاً همان احساسی را داشتید.

منبع: The Weaknesses of Human Nature (Part 2)

Mr Schmidt, still puffing away on his beloved menthols (stockpiled in case of a ban) and playing the piano (of which he had a near-professional mastery), varied his views hardly an iota.

آقای اشمیت، که هنوز هم با ولع روی سیگارهای نعناع محبوبش (ذخیره شده در صورت ممنوعیت) سیگار می‌کشید و پیانو می‌نواخت (که مهارت نزدیک به حرفه‌ای در آن داشت)، تقریباً ذره‌ای در نظرات خود تغییر نداد.

منبع: The Economist (Summary)

My brother, not knowing in the least that I had an iota of interest in you, told me that he witnessed the signs of an attachment between you and Tabitha Lark in church, this morning'.

برادر من، که اصلاً نمی‌دانست من به شما حتی ذره‌ای علاقه دارم، به من گفت که امروز صبح در کلیسا شاهد نشانه‌های وابستگی بین شما و تبیتیا لارک بوده است.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید