irruption

[ایالات متحده]/i'rʌpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمله یا افزایش ناگهانی؛ افزایش سریع و شدید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sudden irruption

وجود ناگهانی

irruption of violence

ورود خشونت

irruption of joy

ورود شادی

جملات نمونه

The irruption of the crowd into the stadium caused chaos.

هجوم جمعیت به استادیوم باعث هرج و مرج شد.

The sudden irruption of laughter broke the solemn atmosphere.

خنده ناگهانی فضای با شکوه را شکست.

The irruption of technology has changed the way we communicate.

ظهور فناوری روش ارتباط ما را تغییر داده است.

The irruption of social media has revolutionized the way we connect with others.

ظهور رسانه های اجتماعی روش ارتباط ما با دیگران را متحول کرده است.

The irruption of new ideas can lead to innovative solutions.

ظهور ایده های جدید می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

The irruption of creativity in the team led to a successful project.

ظهور خلاقیت در تیم منجر به یک پروژه موفق شد.

The irruption of joy on her face was contagious.

ظهور شادی بر چهره او مسری بود.

The sudden irruption of memories brought tears to her eyes.

ظهور ناگهانی خاطرات باعث شد اشک در چشمانش حلقه خورد.

The irruption of conflict within the group needed to be addressed immediately.

درگیری در گروه باید فوراً رسیدگی شود.

The irruption of a new species in the ecosystem can disrupt the balance.

ظهور گونه جدید در اکوسیستم می تواند تعادل را بر هم بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید