itemized account
حساب جزئیشده
itemized list
لیست جزئیشده
The itemized bill listed all the expenses for the event.
صورتحساب تفکیکی تمام هزینههای مربوط به رویداد را فهرست کرده بود.
She itemized her travel expenses for reimbursement.
او هزینههای سفر خود را برای بازپرداخت فهرست کرد.
The accountant itemized the company's expenses for tax purposes.
حسابدار هزینههای شرکت را برای اهداف مالیاتی فهرست کرد.
He itemized the damages to the rental car before returning it.
او خسارات وارده به خودروی اجارهای را قبل از بازگرداندن آن فهرست کرد.
The itemized list of ingredients made it easy to follow the recipe.
فهرست تفکیکی مواد تشکیلدهنده باعث شد پیروی از دستور غذا آسان شود.
The itemized breakdown of costs helped the team understand the budget better.
تجزیه تفکیکی هزینهها به تیم کمک کرد تا بودجه را بهتر درک کند.
She itemized her wardrobe to see what clothes she needed to buy.
او کمد لباس خود را فهرست کرد تا ببیند چه لباسهایی نیاز دارد بخرد.
The itemized report highlighted areas where expenses could be reduced.
گزارش تفکیکی مناطقی را که میتوان هزینهها را در آنها کاهش داد، برجسته کرد.
He itemized his goals for the year to track his progress.
او اهداف خود را برای سال فهرست کرد تا پیشرفت خود را پیگیری کند.
The itemized receipt showed each individual purchase separately.
رسید تفکیکی نشان داد که هر خرید به طور جداگانه انجام شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید