enumerated list
لیست شمارهدار
enumerated items
موارد شمارهدار
enumerated values
مقادیر شمارهدار
enumerated categories
دستهبندیهای شمارهدار
enumerated points
نکات شمارهدار
enumerated options
گزینههای شمارهدار
enumerated steps
مراحل شمارهدار
enumerated rules
قوانین شمارهدار
enumerated cases
موارد خاص شمارهدار
enumerated factors
عوامل شمارهدار
the items were enumerated in the report.
اقلام در گزارش فهرست شده بودند.
he enumerated the reasons for his decision.
او دلایل تصمیم خود را فهرست کرد.
they enumerated the benefits of the new policy.
آنها مزایای سیاست جدید را فهرست کردند.
all the tasks were enumerated in the project plan.
تمام کارها در طرح پروژه فهرست شده بودند.
the teacher enumerated the rules of the game.
معلم قوانین بازی را فهرست کرد.
she enumerated her achievements during the interview.
او دستاوردهای خود را در طول مصاحبه فهرست کرد.
the committee enumerated the candidates for the position.
کمیته نامزدها برای سمت را فهرست کرد.
he carefully enumerated the steps to follow.
او مراحل بعدی را با دقت فهرست کرد.
the author enumerated various theories in the book.
نویسنده نظریات مختلف را در کتاب فهرست کرد.
she enumerated the challenges faced by the team.
او چالشهایی که تیم با آنها روبرو بود را فهرست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید