jabbered

[ایالات متحده]/ˈdʒæbəd/
[بریتانیا]/ˈdʒæbərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و نامفهوم صحبت کرد؛ با هیجان و به سرعت صحبت کرد

عبارات و ترکیب‌ها

jabbered away

با خود حرف می‌زد

jabbered excitedly

با هیجان حرف می‌زد

jabbered nonstop

بدون توقف حرف می‌زد

jabbered happily

با خوشحالی حرف می‌زد

jabbered together

با هم حرف می‌زدند

jabbered loudly

بلند صحبت می‌کرد

jabbered nervously

با اضطراب حرف می‌زد

jabbered endlessly

بی‌انتها حرف می‌زد

jabbered quickly

سریع صحبت می‌کرد

jabbered softly

آرام حرف می‌زد

جملات نمونه

the children jabbered excitedly about their favorite cartoons.

کودکان با هیجان فراوان درباره کارتون‌های مورد علاقه خود صحبت کردند.

she jabbered away on the phone for hours.

او ساعت‌ها با تلفن صحبت کرد.

the parrot jabbered constantly, mimicking human speech.

طوطی به طور مداوم صحبت می‌کرد و صدای انسان را تقلید می‌کرد.

they jabbered about their weekend plans over coffee.

آنها در حالی که قهوه می‌خوردند درباره برنامه‌های آخر هفته خود صحبت کردند.

he jabbered nervously during the interview.

او در طول مصاحبه به طرز عصبی صحبت کرد.

the kids jabbered in the backseat of the car.

کودکان در صندلی عقب ماشین صحبت کردند.

she jabbered about her new job with enthusiasm.

او با اشتیاق درباره شغل جدیدش صحبت کرد.

the group jabbered excitedly as they planned their trip.

گروه با هیجان فراوان در حالی که برنامه سفر خود را می‌چیدند صحبت کردند.

he jabbered on about his favorite sports team.

او درباره تیم ورزشی مورد علاقه خود صحبت کرد.

the toddler jabbered happily as she played with her toys.

کودک خردسال در حالی که با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کرد خوشحالانه صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید