jacking

[ایالات متحده]/ˈdʒækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بلند کردن یا بالا بردن چیزی؛ شکار با فانوس؛ سرزنش یا توبیخ
n. گسترش جک یک وسیله نقلیه؛ فرآیند لایه‌گذاری کالیبره کردن پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

car jacking

ربودن ماشین

jackpot jacking

ربودن جایزه

phone jacking

ربودن تلفن

data jacking

ربودن داده

identity jacking

ربودن هویت

credit jacking

ربودن اعتبار

content jacking

ربودن محتوا

account jacking

ربودن حساب

session jacking

ربودن نشست

wallet jacking

ربودن کیف پول

جملات نمونه

he was jacking up the prices to maximize profits.

او در حال افزایش قیمت‌ها برای حداکثر کردن سود بود.

they caught him jacking the car in the parking lot.

آنها او را در حال دستکاری ماشین در پارکینگ دستگیر کردند.

she was jacking the volume up to hear the music better.

او صدا را زیاد کرد تا بهتر موسیقی بشنود.

he was jacking around with the settings on his computer.

او در حال دستکاری تنظیمات کامپیوتر خود بود.

they were jacking the machinery to improve efficiency.

آنها ماشین‌آلات را دستکاری کردند تا کارایی را بهبود بخشند.

she was jacking up her confidence before the big presentation.

او اعتماد به نفس خود را قبل از ارائه بزرگ افزایش داد.

he was jacking the tires to change them.

او لاستیک‌ها را دستکاری کرد تا آن‌ها را عوض کند.

they were jacking the car to check for leaks.

آنها ماشین را دستکاری کردند تا علائم نشتی را بررسی کنند.

she was jacking up the stakes in the negotiation.

او در مذاکره، سطح ریسک را افزایش داد.

he was jacking around with his friends after school.

او بعد از مدرسه با دوستانش بازیگوش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید