jactitations

[ایالات متحده]/ˌdʒæk.tɪˈteɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌdʒæk.tɪˈteɪ.ʃən/

ترجمه

n. بی‌قراری یا بی‌تابی؛ اقدام قانونی برای یک ازدواج جعلی؛ بی‌قراری

عبارات و ترکیب‌ها

jactitation of claims

اثبات ادعاها

jactitation of rights

اثبات حقوق

jactitation in court

اثبات در دادگاه

jactitation of title

اثبات مالکیت

jactitation defense

دفاعیه

jactitation actions

اقدامات اثباتی

jactitation issue

مسئله اثبات

jactitation laws

قوانین اثبات

jactitation statement

اظهارات اثباتی

jactitation evidence

دلایل اثبات

جملات نمونه

his constant jactitation about his wealth annoyed everyone.

اظهارات مداوم او درباره ثروت‌اش همه را آزار می‌داد.

the jactitation of the athlete made him a target for criticism.

خودستری ورزشکار باعث شد او هدف انتقاد قرار گیرد.

she was tired of his jactitation regarding his accomplishments.

او از خودستری او در مورد دستاوردهای خود خسته شده بود.

the politician's jactitation did not resonate with the voters.

خودستری سیاستمدار با رای دهندگان همخوانی نداشت.

his jactitation about his travels left others feeling inadequate.

خودستری او در مورد سفرها باعث شد دیگران احساس حقارت کنند.

jactitation can often alienate friends and family.

خودستری اغلب می‌تواند دوستان و خانواده را از شما دور کند.

she avoided his jactitation, preferring genuine conversations.

او از خودستری او اجتناب می‌کرد و ترجیح می‌داد مکالمات واقعی داشته باشد.

the jactitation of the celebrity was met with skepticism.

خودستری سلبریتی با شک و تردید روبرو شد.

his jactitation about his education impressed some but not others.

خودستری او در مورد تحصیلاتش برخی را تحت تأثیر قرار داد اما نه همه را.

people often see jactitation as a sign of insecurity.

مردم اغلب خودستری را نشانه‌ای از ناامنی می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید