jagging

[ایالات متحده]/ˈdʒæɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒæɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناهموار یا نامنظم
v. یک انفجار یا سری حرکات کنترل‌نشده

عبارات و ترکیب‌ها

jagging tool

ابزار دنده‌دار

jagging edges

لبه‌های دنده‌دار

jagging pattern

الگوی دنده‌دار

jagging effect

اثر دنده‌دار

jagging line

خط دنده‌دار

jagging design

طراحی دنده‌دار

jagging surface

سطح دنده‌دار

jagging motion

حرکت دنده‌دار

jagging sound

صدای دنده‌دار

jagging style

سبک دنده‌دار

جملات نمونه

jagging can create a unique texture on the surface.

jagging می‌تواند بافت منحصربه‌فردی روی سطح ایجاد کند.

the jagging technique is often used in metal fabrication.

تکنیک jagging اغلب در ساخت فلزات استفاده می‌شود.

artists use jagging to add depth to their paintings.

هنرمندان از jagging برای افزودن عمق به نقاشی‌های خود استفاده می‌کنند.

he learned jagging as part of his woodworking skills.

او jagging را به عنوان بخشی از مهارت‌های نجاری خود یاد گرفت.

jagging helps to improve grip on various surfaces.

jagging به بهبود چسبندگی روی سطوح مختلف کمک می‌کند.

the jagging process requires precision and care.

فرایند jagging نیاز به دقت و مراقبت دارد.

many designers incorporate jagging in their textile patterns.

طراحان زیادی jagging را در طرح‌های پارچه‌ای خود گنجانده‌اند.

jagging can be a challenging skill to master.

jagging می‌تواند مهارت چالش‌برانگیزی برای تسلط باشد.

she demonstrated jagging techniques at the workshop.

او تکنیک‌های jagging را در کارگاه به نمایش گذاشت.

the jagging effect can enhance the overall design.

اثر jagging می‌تواند طراحی کلی را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید