jamjar

[ایالات متحده]/ˈdʒæm dʒɑːr/
[بریتانیا]/ˈdʒæm dʒɑːr/

ترجمه

n. یک جار یا بطری برای مربا
Word Forms
جمعjamjars

عبارات و ترکیب‌ها

jamjarring

تولید جام جار

jammed jamjar

جام جار گیر کرده

filling jamjar

پر کردن جام جار

empty jamjar

جام جار خالی

jamjar lid

پوش جام جار

jamjar break

شکستن جام جار

homemade jamjar

جام جار دست ساز

jamjar spill

مایع جام جار خارج شده

جملات نمونه

the homemade jamjar was filled with fresh strawberry preserves.

خانوادگی جام جار با مربا گوجه فرنگی تازه پر شده بود.

she found a vintage glass jamjar at the antique shop.

او یک جام جار شیشه ای باستانی در فروشگاه باستانی پیدا کرد.

the jamjar lid was stuck tight and hard to open.

پوشک جام جار چسبیده و باز کردن آن دشوار بود.

he carefully labeled each jamjar with the date and flavor.

او با دقت هر جام جار را با تاریخ و طعم برچسب گذاری کرد.

the ceramic jamjar sat on the kitchen windowsill.

جام جار سرامیکی روی پنجره آشپزخانه قرار داشت.

we emptied three jamjars of blueberry jam during the picnic.

در حین چای گرم، سه جام جار مربا میوه گوجه فرنگی را خالی کردیم.

the sealed jamjar kept the marmalade fresh for months.

جام جار بسته شده مربا را به مدت ماه ها تازه نگه داشت.

she rinsed the empty jamjar before recycling it.

او قبل از بازیافت جام جار خالی آن را شست.

the jamjar collection displayed colorful homemade jellies.

مجموعه جام جار ها جلی های خانگی رنگارنگ را نمایش می داد.

he dropped the glass jamjar and it shattered into pieces.

او جام جار شیشه ای را رها کرد و به چند قسمت شکست.

the artisan jamjar featured hand-painted floral designs.

جام جار هنرمند دارای طرح گلی رسم دستی بود.

we need to sterilize the jamjar before filling it.

ما باید جام جار را قبل از پر کردن آن ضدعفونی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید