jamming

[ایالات متحده]/'dʒæmiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تداخل; مسدودیت; سرکوب
v. چپاندن

عبارات و ترکیب‌ها

jamming signal

سیگنال اختلال

traffic jam

ترافیک سنگین

in a jam

در یک وضعیت مشکل‌ساز

jam in

وارد شدن در یک وضعیت مشکل‌ساز

jam on

ادامه دادن در یک وضعیت مشکل‌ساز

strawberry jam

مربای توت فرنگی

ice jam

ترافیک یخی

paper jam

گیر کاغذ

jam jar

شیشه مربا

جملات نمونه

The band was jamming in the studio all night.

گروه شبانه روز در استودیو مشغول نواختن بودند.

The radio signal was jammed by interference.

سیگنال رادیویی به دلیل تداخل مختل شد.

She enjoys jamming with her friends on weekends.

او از نواختن با دوستانش در آخر هفته ها لذت می برد.

The traffic was jamming up due to the accident.

ترافیک به دلیل تصادف متوقف شد.

He was jamming on his guitar in the park.

او در پارک با گیتار خود مشغول نواختن بود.

The machine stopped working because of a jamming issue.

ماشین به دلیل مشکل گیر کردن از کار افتاد.

The protesters were jamming the streets demanding change.

تظاهرکنندگان برای درخواست تغییر خیابان ها را مسدود کردند.

The internet connection was jamming, causing delays in the work.

اتصال اینترنت قطع شد و باعث تاخیر در کار شد.

The printer kept jamming the paper during printing.

پرینتر دائماً کاغذ را در حین چاپن گیر می کرد.

The embassy suspected the enemy was jamming their communication channels.

سفارتخانه مشکوک بود که دشمن کانال های ارتباطی آنها را مختل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید