jammings

[ایالات متحده]/ˈdʒæmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdʒæmɪŋz/

ترجمه

n. تداخل; مسدود شدن; سرکوب
v. عمل مختل کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

network jammings

تداخل شبکه

signal jammings

تداخل سیگنال

radio jammings

تداخل رادیویی

data jammings

تداخل داده

communication jammings

تداخل ارتباطی

frequency jammings

تداخل فرکانسی

audio jammings

تداخل صوتی

video jammings

تداخل تصویری

wireless jammings

تداخل بی‌سیم

جملات نمونه

there were several jammings on the highway today.

امروز چندین مورد از ترافیک سنگین در بزرگراه وجود داشت.

jammings can cause significant delays in public transport.

ترافیک سنگین می‌تواند باعث تأخیرهای قابل توجه در حمل و نقل عمومی شود.

the radio experienced jammings during the storm.

در طول طوفان، رادیو دچار ترافیک سنگین شد.

we need to find a solution to the frequent jammings.

ما باید راه حلی برای ترافیک سنگین مکرر پیدا کنیم.

jammings can disrupt communication signals.

ترافیک سنگین می‌تواند باعث اختلال در سیگنال‌های ارتباطی شود.

traffic jammings are common in big cities.

ترافیک سنگین در شهرهای بزرگ رایج است.

to avoid jammings, we should leave earlier.

برای جلوگیری از ترافیک سنگین، باید زودتر حرکت کنیم.

jammings at the airport can be frustrating for travelers.

ترافیک سنگین در فرودگاه می‌تواند برای مسافران ناامیدکننده باشد.

she reported the jammings in the network to the it department.

او ترافیک سنگین در شبکه را به بخش فناوری اطلاعات گزارش کرد.

understanding the causes of jammings can help improve systems.

درک علل ترافیک سنگین می‌تواند به بهبود سیستم‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید