unblocking

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌblɒkɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌblɒkɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن یک مانع یا سد؛ فرآیند باز کردن یک کانال یا لوله مسدود شده.
v. برداشتن یک مانع یا سد؛ باز کردن یک کانال یا لوله مسدود شده.
adj. مربوط به برداشتن مانع یا سد.

عبارات و ترکیب‌ها

unblocking the drain

باز کردن گرفتگی لوله

unblocking progress

پیشرفت رفع انسداد

unblocking access

رفع انسداد دسترسی

unblocking roads

رفع انسداد جاده‌ها

unblocking potential

رفع انسداد پتانسیل

unblocking pipes

رفع انسداد لوله‌ها

unblocking traffic

رفع انسداد ترافیک

unblocking channels

رفع انسداد کانال‌ها

unblocking development

رفع انسداد توسعه

unblocking issues

رفع مشکلات

جملات نمونه

the plumber is skilled at unblocking drains.

لوله کش در رفع گرفتگی لوله ها مهارت دارد.

we need to unblock the road after the accident.

ما باید بعد از حادثه راه را باز کنیم.

the new policy aims at unblocking trade between countries.

سیاست جدید بر رفع موانع تجارت بین کشورها متمرکز است.

he tried unblocking the pipe with a plunger.

او سعی کرد با استفاده از تراشه لوله را باز کند.

unblocking creativity is essential for innovation.

رفع انسداد خلاقیت برای نوآوری ضروری است.

the software update helped unblocking the system.

به روز رسانی نرم افزار به رفع انسداد سیستم کمک کرد.

unblocking the channel is a priority for the team.

باز کردن کانال اولویت تیم است.

the government is working on unblocking the supply chain.

دولت در حال تلاش برای رفع انسداد زنجیره تامین است.

unblocking potential is a key part of his job.

رفع انسداد پتانسیل بخش مهمی از کار اوست.

the new law is designed for unblocking investment opportunities.

قانون جدید برای رفع موانع فرصت های سرمایه گذاری طراحی شده است.

unblocking communication improved team collaboration.

رفع انسداد ارتباطات باعث بهبود همکاری تیمی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید