jettisoning

[ایالات متحده]/ˈdʒɛtɪsənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛtɪsənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پرتاب یا رها کردن چیزی از یک کشتی یا هواپیما; دور انداختن یا رها کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

jettisoning cargo

حذف محموله

jettisoning waste

حذف زباله

jettisoning baggage

حذف بار

jettisoning options

حذف گزینه ها

jettisoning constraints

حذف محدودیت ها

jettisoning risks

حذف خطرات

jettisoning plans

حذف برنامه ها

jettisoning ideas

حذف ایده ها

jettisoning habits

حذف عادت ها

jettisoning resources

حذف منابع

جملات نمونه

they are jettisoning old practices to improve efficiency.

آنها در حال کنار گذاشتن روش‌های قدیمی برای بهبود کارایی هستند.

the company is jettisoning unnecessary projects.

شرکت در حال کنار گذاشتن پروژه‌های غیرضروری است.

jettisoning excess baggage can help save costs.

کنار گذاشتن بار اضافی می‌تواند به صرفه‌جویی در هزینه‌ها کمک کند.

they decided on jettisoning their outdated software.

آنها تصمیم گرفتند نرم‌افزار قدیمی خود را کنار بگذارند.

jettisoning negative thoughts can lead to a better mindset.

کنار گذاشتن افکار منفی می‌تواند منجر به یک نگرش بهتر شود.

the team is jettisoning redundant roles to streamline operations.

تیم در حال کنار گذاشتن نقش‌های تکراری برای ساده‌سازی عملیات است.

jettisoning bad habits is essential for personal growth.

کنار گذاشتن عادت‌های بد برای رشد شخصی ضروری است.

she is jettisoning old clothes to make space in her closet.

او در حال کنار گذاشتن لباس‌های قدیمی برای ایجاد فضای بیشتر در کمد لباس خود است.

jettisoning distractions can improve focus and productivity.

کنار گذاشتن عوامل حواس‌پرتی می‌تواند تمرکز و بهره‌وری را بهبود بخشد.

the government is jettisoning outdated regulations.

دولت در حال کنار گذاشتن مقررات قدیمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید