jibbing

[ایالات متحده]/dʒɪbɪŋ/
[بریتانیا]/dʒɪbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از انجام چیزی یا پذیرفتن چیزی; جابه‌جا کردن یا حرکت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

jibbing tricks

ترفندهای جیبینگ

jibbing session

جلسه جیبینگ

jibbing practice

تمرین جیبینگ

jibbing spots

محل‌های جیبینگ

jibbing rails

نرده‌های جیبینگ

jibbing fun

سرگرمی جیبینگ

jibbing skills

مهارت‌های جیبینگ

jibbing style

سبک جیبینگ

jibbing board

برد جیبینگ

jibbing area

منطقه جیبینگ

جملات نمونه

jibbing is a popular trick in snowboarding.

جیبینگ یک ترفند محبوب در اسکی روی برف است.

he learned jibbing from his friends at the park.

او جیبینگ را از دوستانش در پارک یاد گرفت.

practicing jibbing can improve your balance.

تمرین جیبینگ می تواند تعادل شما را بهبود بخشد.

she attempted jibbing on a rail for the first time.

او برای اولین بار سعی کرد جیبینگ را روی یک ریل انجام دهد.

jibbing requires a lot of practice and skill.

جیبینگ نیاز به تمرین و مهارت زیادی دارد.

he watched videos to learn new jibbing techniques.

او فیلم ها را تماشا کرد تا تکنیک های جدید جیبینگ را یاد بگیرد.

jibbing can be done on various surfaces like boxes or rails.

می توان جیبینگ را روی سطوح مختلف مانند جعبه ها یا ریل ها انجام داد.

she successfully landed her jibbing trick during the competition.

او با موفقیت ترفند جیبینگ خود را در طول مسابقه انجام داد.

jibbing adds creativity to your snowboarding style.

جیبینگ خلاقیت را به سبک اسکی روی برف شما اضافه می کند.

he enjoys jibbing with his friends at the local skate park.

او از جیبینگ با دوستانش در پارک اسکیت محلی لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید