morning jog
دویدن صبحگاهی
jogging trail
مسیر دویدن
a jog in the road.
یک دویدن آرام در جاده.
jog sb.with one's elbow
با آرنج کسی را هل دادن
he began to jog along the road.
او شروع به دویدن آرام در جاده کرد.
an old photo that might jog your memory.
یک عکس قدیمی که ممکن است خاطره شما را زنده کند.
Here the boundary jogs south.
اینجا مرز به سمت جنوب منحرف می شود.
I go for a jog in the park every morning.
من هر روز صبح برای دویدن آرام به پارک میروم.
Matters jog along somehow.
موارد به نحوی پیش میروند.
I gave him a jog to wake him up.
من برای بیدار کردنش او را هل دادم.
This jog warmed me to a certain extent.
این دویدن آرام تا حدودی من را گرم کرد.
Their lives just jog along in the quiet farm from day to day.
زندگی آنها به آرامی در مزرعه آرام از روزی به روز دیگر ادامه مییابد.
Our lives just jog along from day to day.
زندگی ما به آرامی از روزی به روز دیگر ادامه مییابد.
The key for the eighty-year-old professor to keep fit is to jog three kilometres every morning.
کلید برای سالم ماندن استاد هشتاد ساله این است که هر روز صبح سه کیلومتر بدود.
So you don’t remember Mary Woodson? Well, here’s a photograph of you with her which might jog your memory.
آیا شما مری وودسون را به خاطر ندارید؟ خب، این یک عکس از شما با اوست که ممکن است خاطره شما را زنده کند.
The method of two point probe focus is proposed to resolve the proble m of the jog of focus, and unitization processing is used to eliminate the chang e of laser power.
روش فوکوس پروب دو نقطه ای پیشنهاد شده است تا مشکل حرکت فوکوس را حل کند و فرآیند واحدسازی برای از بین بردن تغییر توان لیزر استفاده می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید