jointed arms
بازوهای مفصلدار
jointed legs
پاهای مفصلدار
jointed toys
اسباببازیهای مفصلدار
jointed fingers
انگشتان مفصلدار
jointed model
مدل مفصلدار
jointed structure
ساختار مفصلدار
jointed design
طراحی مفصلدار
jointed doll
عروسک مفصلدار
jointed system
سیستم مفصلدار
jointed connection
اتصال مفصلدار
the puppet was beautifully jointed, allowing for smooth movements.
عروسک به زیبایی مفصلدار بود و این امکان را فراهم میکرد که حرکات نرمی انجام شود.
he has a jointed model of the human skeleton for his biology class.
او یک مدل مفصلدار از اسکلت انسان برای کلاس زیستشناسی خود دارد.
the artist designed a jointed figure for the animation project.
هنرمند یک مجسمه مفصلدار برای پروژه انیمیشن طراحی کرد.
her jointed fingers made it easier to play the piano.
انگشتان مفصلدار او نواختن پیانو را آسانتر میکرد.
the robot is equipped with jointed limbs to enhance its mobility.
ربات مجهز به اندامهای مفصلدار است تا تحرک آن را افزایش دهد.
he created a jointed sculpture that can be posed in various ways.
او یک مجسمه مفصلدار ایجاد کرد که میتوان آن را به روشهای مختلف قرار داد.
the jointed doll was a favorite among children for its flexibility.
عروسک مفصلدار مورد علاقه کودکان به دلیل انعطافپذیری آن بود.
they used jointed panels to create a movable backdrop for the play.
آنها از پنلهای مفصلدار برای ایجاد یک پسزمینه متحرک برای نمایش استفاده کردند.
the jointed design allows for a more dynamic performance.
طراحی مفصلدار به عملکردی پویاتر اجازه میدهد.
the toy comes with jointed arms and legs for better articulation.
این اسباببازی دارای بازو و پاهای مفصلدار برای انعطافپذیری بهتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید