jointing

[ایالات متحده]/ˈdʒɔɪntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɔɪntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد جوش یا پرکننده
v. عمل پیوستن یا اتصال

عبارات و ترکیب‌ها

jointing process

فرآیند اتصال

jointing method

روش اتصال

jointing technique

تکنیک اتصال

jointing materials

مواد اتصال

jointing tools

ابزارهای اتصال

jointing solutions

راه حل های اتصال

jointing systems

سیستم های اتصال

jointing applications

کاربردهای اتصال

jointing standards

استانداردهای اتصال

jointing guidelines

دستورالعمل های اتصال

جملات نمونه

jointing two pieces of wood requires precision.

اتصال دو قطعه چوب نیاز به دقت دارد.

the jointing process is crucial in construction.

فرآیند اتصال در ساخت و ساز بسیار مهم است.

proper jointing can enhance the durability of furniture.

اتصال مناسب می تواند دوام مبلمان را افزایش دهد.

he is skilled at jointing metal parts.

او در اتصال قطعات فلزی مهارت دارد.

jointing techniques vary depending on the materials used.

تکنیک های اتصال بسته به مواد مورد استفاده متفاوت است.

they are jointing the pipes to ensure no leaks.

آنها در حال اتصال لوله ها هستند تا از نشتی جلوگیری کنند.

jointing is an essential skill for a carpenter.

اتصال یک مهارت ضروری برای یک نجار است.

after jointing, the surface should be smooth and even.

پس از اتصال، سطح باید صاف و یکنواخت باشد.

he learned jointing methods in his woodworking class.

او روش های اتصال را در کلاس نجاری خود یاد گرفت.

effective jointing can improve the overall appearance of the project.

اتصال موثر می تواند ظاهر کلی پروژه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید