jousted fiercely
با شجاعت جنگید
jousted playfully
به صورت بازیگوشانه جنگید
jousted competitively
به صورت رقابتی جنگید
jousted honorably
به صورت شرافتمندانه جنگید
jousted repeatedly
به طور مکرر جنگید
jousted skillfully
با مهارت جنگید
jousted bravely
با دلاوری جنگید
jousted energetically
با انرژی جنگید
jousted passionately
با اشتیاق جنگید
jousted gracefully
به صورت باوقار جنگید
in the medieval tournament, knights jousted for glory.
در مسابقه قرون وسطی، شوالیه ها برای افتخار به مصاف هم رفتند.
the two friends jousted playfully, pretending to be knights.
دو دوست به صورت بازیگوشانه به مصاف هم رفتند و وانمود کردند که شوالیه هستند.
they jousted on horseback, showcasing their skills.
آنها در حالی که سوار بر اسب بودند، مهارت های خود را به نمایش گذاشتند.
during the festival, the knights jousted for the king's favor.
در طول جشنواره، شوالیه ها برای جلب توجه پادشاه به مصاف هم رفتند.
the crowd cheered as the knights jousted fiercely.
تماشاگران تشویق کردند در حالی که شوالیه ها با خشونت به مصاف هم می رفتند.
they jousted with wooden lances to avoid injury.
آنها با نیزرهای چوبی به مصاف هم رفتند تا از آسیب جلوگیری کنند.
in the story, the hero jousted against a fearsome dragon.
در داستان، قهرمان با یک اژدهای ترسناک به مصاف رفت.
the knights jousted under the watchful eyes of the nobles.
شوالیه ها تحت نظر اشراف به مصاف هم رفتند.
they jousted at dawn, the sun rising behind them.
آنها در سپیده دم به مصاف هم رفتند، خورشید پشت سرشان طلوع می کرد.
after they jousted, they shared tales of their adventures.
بعد از اینکه به مصاف هم رفتند، داستان های ماجراجویی های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
jousted fiercely
با شجاعت جنگید
jousted playfully
به صورت بازیگوشانه جنگید
jousted competitively
به صورت رقابتی جنگید
jousted honorably
به صورت شرافتمندانه جنگید
jousted repeatedly
به طور مکرر جنگید
jousted skillfully
با مهارت جنگید
jousted bravely
با دلاوری جنگید
jousted energetically
با انرژی جنگید
jousted passionately
با اشتیاق جنگید
jousted gracefully
به صورت باوقار جنگید
in the medieval tournament, knights jousted for glory.
در مسابقه قرون وسطی، شوالیه ها برای افتخار به مصاف هم رفتند.
the two friends jousted playfully, pretending to be knights.
دو دوست به صورت بازیگوشانه به مصاف هم رفتند و وانمود کردند که شوالیه هستند.
they jousted on horseback, showcasing their skills.
آنها در حالی که سوار بر اسب بودند، مهارت های خود را به نمایش گذاشتند.
during the festival, the knights jousted for the king's favor.
در طول جشنواره، شوالیه ها برای جلب توجه پادشاه به مصاف هم رفتند.
the crowd cheered as the knights jousted fiercely.
تماشاگران تشویق کردند در حالی که شوالیه ها با خشونت به مصاف هم می رفتند.
they jousted with wooden lances to avoid injury.
آنها با نیزرهای چوبی به مصاف هم رفتند تا از آسیب جلوگیری کنند.
in the story, the hero jousted against a fearsome dragon.
در داستان، قهرمان با یک اژدهای ترسناک به مصاف رفت.
the knights jousted under the watchful eyes of the nobles.
شوالیه ها تحت نظر اشراف به مصاف هم رفتند.
they jousted at dawn, the sun rising behind them.
آنها در سپیده دم به مصاف هم رفتند، خورشید پشت سرشان طلوع می کرد.
after they jousted, they shared tales of their adventures.
بعد از اینکه به مصاف هم رفتند، داستان های ماجراجویی های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید