kennelled dogs
سگهای نگهداری شده در باکس
kennelled pets
حیوانات خانگی نگهداری شده در باکس
kennelled animals
حیوانات نگهداری شده در باکس
kennelled puppies
جوجههای نگهداری شده در باکس
kennelled cats
گربههای نگهداری شده در باکس
kennelled breeds
نژادهای نگهداری شده در باکس
kennelled dogs' behavior
رفتار سگهای نگهداری شده در باکس
kennelled for safety
نگهداری شده در باکس برای ایمنی
kennelled for training
نگهداری شده در باکس برای آموزش
kennelled overnight
نگهداری شده در باکس در طول شب
the dogs were kennelled for the night.
سگها برای شب در Kennel نگهداری شدند.
after the storm, the animals were safely kennelled.
بعد از طوفان، حیوانات با خیال راحت در Kennel نگهداری شدند.
she decided to have her pets kennelled during her vacation.
او تصمیم گرفت حیوانات خانگی خود را در طول تعطیلات خود در Kennel نگهداری کند.
the shelter kennelled the stray dogs until they found homes.
سرپناه سگهای ولگرد را تا زمانی که خانههایی پیدا کردند، در Kennel نگهداری کرد.
he felt guilty for kennel-ing his dog while he was away.
او احساس گناه کرد که در غیابش سگش را در Kennel نگهداری کرد.
they kennel their pets whenever they travel.
آنها هر زمان که سفر میکنند، حیوانات خانگی خود را در Kennel نگهداری میکنند.
the kennelled animals were well taken care of.
حیواناتی که در Kennel نگهداری میشدند، به خوبی مراقبت میشدند.
she visited the kennel where her dog was being kennelled.
او از Kennel دیدن کرد که سگش در آنجا نگهداری میشد.
they prefer their pets to be kennelled rather than left alone.
آنها ترجیح میدهند حیوانات خانگی خود را در Kennel نگهداری کنند تا اینکه تنها رها شوند.
after being kennelled, the dogs seemed a bit anxious.
بعد از اینکه در Kennel نگهداری شدند، سگها کمی مضطرب به نظر میرسیدند.
kennelled dogs
سگهای نگهداری شده در باکس
kennelled pets
حیوانات خانگی نگهداری شده در باکس
kennelled animals
حیوانات نگهداری شده در باکس
kennelled puppies
جوجههای نگهداری شده در باکس
kennelled cats
گربههای نگهداری شده در باکس
kennelled breeds
نژادهای نگهداری شده در باکس
kennelled dogs' behavior
رفتار سگهای نگهداری شده در باکس
kennelled for safety
نگهداری شده در باکس برای ایمنی
kennelled for training
نگهداری شده در باکس برای آموزش
kennelled overnight
نگهداری شده در باکس در طول شب
the dogs were kennelled for the night.
سگها برای شب در Kennel نگهداری شدند.
after the storm, the animals were safely kennelled.
بعد از طوفان، حیوانات با خیال راحت در Kennel نگهداری شدند.
she decided to have her pets kennelled during her vacation.
او تصمیم گرفت حیوانات خانگی خود را در طول تعطیلات خود در Kennel نگهداری کند.
the shelter kennelled the stray dogs until they found homes.
سرپناه سگهای ولگرد را تا زمانی که خانههایی پیدا کردند، در Kennel نگهداری کرد.
he felt guilty for kennel-ing his dog while he was away.
او احساس گناه کرد که در غیابش سگش را در Kennel نگهداری کرد.
they kennel their pets whenever they travel.
آنها هر زمان که سفر میکنند، حیوانات خانگی خود را در Kennel نگهداری میکنند.
the kennelled animals were well taken care of.
حیواناتی که در Kennel نگهداری میشدند، به خوبی مراقبت میشدند.
she visited the kennel where her dog was being kennelled.
او از Kennel دیدن کرد که سگش در آنجا نگهداری میشد.
they prefer their pets to be kennelled rather than left alone.
آنها ترجیح میدهند حیوانات خانگی خود را در Kennel نگهداری کنند تا اینکه تنها رها شوند.
after being kennelled, the dogs seemed a bit anxious.
بعد از اینکه در Kennel نگهداری شدند، سگها کمی مضطرب به نظر میرسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید