kernels

[ایالات متحده]/ˈkɜːnəlz/
[بریتانیا]/ˈkɜrnəlz/

ترجمه

n. بخش مرکزی یا مهم‌ترین قسمت چیزی، اغلب به هسته یک دانه یا هسته یک ایده اشاره دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

corn kernels

ذرت بو داده

kernels popped

دانه‌های پف کرده

kernels scattered

دانه‌های پراکنده

kernels inside

دانه‌های داخل

kernels bursting

دانه‌های ترک خورده

kernels remain

دانه‌های باقی مانده

kernels crunch

دانه‌های ترد

kernels mixed

دانه‌های مخلوط

kernels roasting

دانه‌های در حال برشته شدن

kernels piled

دانه‌های انباشته شده

جملات نمونه

the corn kernels popped loudly in the hot oil.

دانه های ذرت به شدت در روغن داغ پف کرد.

we extracted valuable data from the kernels of the dataset.

ما داده های ارزشمند را از هسته های مجموعه داده استخراج کردیم.

the popcorn kernels were stored in a sealed container.

هسته های پاپ کورن در یک ظرف دربسته نگهداری می شدند.

the research focused on the kernels of the problem.

تحقیقات بر روی هسته های مشکل متمرکز بود.

the kernels of wisdom were passed down through generations.

هسته های خرد از نسلی به نسل دیگر منتقل شدند.

he carefully shelled the peanuts to get the kernels.

او به دقت پوست پنیری ها را کند تا هسته ها را به دست آورد.

the kernels of truth lay hidden within the complex situation.

هسته های حقیقت در دل شرایط پیچیده پنهان شده بودند.

the kernels of the idea were developed into a full business plan.

هسته های ایده به یک طرح کسب و کار کامل توسعه یافتند.

the kernels of wheat were ground into flour.

هسته های گندم به آرد آسیاب شدند.

the kernels of the argument were surprisingly simple.

هسته های استدلال به طرز شگفت انگیزی ساده بودند.

she enjoyed the sweet taste of the roasted corn kernels.

او از طعم شیرین ذرت بو داده لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید