| جمع | khimars |
wearing khimar
پوشیدن خمیم
the khimar
خمیم
her khimar
خمیم او
traditional khimar
خمیم سنتی
khimar style
سبک خمیم
modest khimar
خمیم محتشم
long khimar
خمیم بلند
black khimar
خمیم سیاه
silk khimar
خمیم پشمی
khimar and abaya
خمیم و عبای
she wore a flowing khimar that danced in the evening breeze.
او یک کهیم متحرک را پوشید که در باد عصر میپرید.
the traditional khimar comes in many elegant designs and colors.
کهیم سنتی در بسیاری از طراحیهای زیبایی و رنگهای مختلف موجود است.
she adjusted her khimar before entering the mosque.
او قبل از ورود به مسجد کهیم خود را تنظیم کرد.
the soft fabric of her khimar felt comfortable against her skin.
پارچه نرم کهیم او در برابر پوستش احساس راحتی میداد.
many women choose to wear a modest khimar as part of their faith.
بسیاری از زنان انتخاب میکنند که یک کهیم مهربان را به عنوان بخشی از باور خود پوشیده باشند.
her khimar gracefully draped over her shoulders as she walked.
کهیم او به زیبایی روی شانههایش پریشان شد در حالی که او پیاده روی میکرد.
the shopkeeper showed her a beautiful silk khimar.
فروشنده یک کهیم زیبای از پارچه چرم به او نشان داد.
she removed her khimar upon reaching home.
او کهیم خود را پس از رسیدن به خانه برداشت.
a white khimar symbolizes purity and peace in many cultures.
کهیم سفید در بسیاری از فرهنگها نماد پاکی و صلح است.
she carefully folded her khimar and placed it on the dresser.
او با دقت کهیم خود را پویی کرد و آن را روی تخته لباس گذاشت.
the khimar she wore today matched her modest dress perfectly.
کهیمی که امروز پوشیده بود با لباس مهربانش کاملاً همخوانی داشت.
a gentle breeze caught the edge of her khimar as she walked.
یک باد نرم لبه کهیم او را در حالی که او پیاده روی میکرد به دست گرفت.
wearing khimar
پوشیدن خمیم
the khimar
خمیم
her khimar
خمیم او
traditional khimar
خمیم سنتی
khimar style
سبک خمیم
modest khimar
خمیم محتشم
long khimar
خمیم بلند
black khimar
خمیم سیاه
silk khimar
خمیم پشمی
khimar and abaya
خمیم و عبای
she wore a flowing khimar that danced in the evening breeze.
او یک کهیم متحرک را پوشید که در باد عصر میپرید.
the traditional khimar comes in many elegant designs and colors.
کهیم سنتی در بسیاری از طراحیهای زیبایی و رنگهای مختلف موجود است.
she adjusted her khimar before entering the mosque.
او قبل از ورود به مسجد کهیم خود را تنظیم کرد.
the soft fabric of her khimar felt comfortable against her skin.
پارچه نرم کهیم او در برابر پوستش احساس راحتی میداد.
many women choose to wear a modest khimar as part of their faith.
بسیاری از زنان انتخاب میکنند که یک کهیم مهربان را به عنوان بخشی از باور خود پوشیده باشند.
her khimar gracefully draped over her shoulders as she walked.
کهیم او به زیبایی روی شانههایش پریشان شد در حالی که او پیاده روی میکرد.
the shopkeeper showed her a beautiful silk khimar.
فروشنده یک کهیم زیبای از پارچه چرم به او نشان داد.
she removed her khimar upon reaching home.
او کهیم خود را پس از رسیدن به خانه برداشت.
a white khimar symbolizes purity and peace in many cultures.
کهیم سفید در بسیاری از فرهنگها نماد پاکی و صلح است.
she carefully folded her khimar and placed it on the dresser.
او با دقت کهیم خود را پویی کرد و آن را روی تخته لباس گذاشت.
the khimar she wore today matched her modest dress perfectly.
کهیمی که امروز پوشیده بود با لباس مهربانش کاملاً همخوانی داشت.
a gentle breeze caught the edge of her khimar as she walked.
یک باد نرم لبه کهیم او را در حالی که او پیاده روی میکرد به دست گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید