kipping

[ایالات متحده]/ˈkɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خوابیدن یا شب را در مکانی غیر از تخت خود گذراندن; خوابیدن; فرار کردن از کار; اقامت کردن (شکل حال استمراری kip)

عبارات و ترکیب‌ها

kipping pull-ups

کشیدن بارفیکس با تکنیک کیپینگ

kipping muscle-ups

مسل آپ با تکنیک کیپینگ

kipping dips

دیپ با تکنیک کیپینگ

kipping technique

تکنیک کیپینگ

kipping movement

حرکت کیپینگ

kipping style

سبک کیپینگ

kipping transition

انتقال کیپینگ

kipping workout

تمرین کیپینگ

kipping bar

بار کیپینگ

kipping challenge

چالش کیپینگ

جملات نمونه

he was kipping on the couch after the party.

او بعد از مهمانی روی مبل دراز کشیده بود.

they found him kipping in the back of the van.

آنها او را در قسمت پشتی ون دراز کشیده پیدا کردند.

she enjoys kipping in the sun during the summer.

او از دراز کشیدن در آفتاب در طول تابستان لذت می برد.

after a long day, i often end up kipping early.

بعد از یک روز طولانی، من اغلب زود به دراز می افتم.

the cat was kipping on the windowsill.

گربه روی طاقچه دراز کشیده بود.

he was kipping in his chair during the meeting.

او در طول جلسه روی صندلی خود دراز کشیده بود.

she caught him kipping instead of studying.

او دید که او به جای درس خواندن دراز کشیده است.

after lunch, i like kipping for a few minutes.

بعد از ناهار، من دوست دارم برای چند دقیقه دراز بکشم.

they were kipping in the tent during the camping trip.

آنها در طول سفر کمپینگ در چادر دراز کشیده بودند.

he often kips on weekends to recharge.

او اغلب آخر هفته ها برای تجدید قوا دراز می کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید