kitted

[ایالات متحده]/kɪtɪd/
[بریتانیا]/kɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جعبه ابزار؛ مجموعه‌ای از ابزارها؛ (Kit) نام شخص؛ (روسی) Kit؛ (چینی جنوب شرقی آسیا) Ji؛ (بریتانیایی) Kit، Kitt (نام زنانه، نام مستعار برای کریستوفر، کاترین)
v. مجهز شده

عبارات و ترکیب‌ها

fully kitted

به طور کامل مجهز

kitted out

به طور کامل مجهز

kitted up

به طور کامل مجهز

kitted for

آماده برای

kitted with

مجهز به

kitted gear

تجهیزات مجهز

kitted team

تیم مجهز

kitted vehicle

وسیله نقلیه مجهز

kitted workshop

کارگاه مجهز

kitted supplies

تجهیزات مجهز

جملات نمونه

she was kitted out for the hiking trip.

او برای سفر پیاده‌روی تجهیز شده بود.

the team was kitted with the latest technology.

تیم با آخرین فناوری‌ها تجهیز شده بود.

he kitted himself in protective gear for the race.

او خود را با تجهیزات محافظتی برای مسابقه آماده کرد.

the workshop was kitted with all necessary tools.

کارگاه با تمام ابزارهای لازم تجهیز شده بود.

they kitted the kids out for winter.

آنها بچه‌ها را برای زمستان آماده کردند.

we need to get kitted up before the event.

ما باید قبل از رویداد آماده شویم.

the soldiers were kitted for combat.

سربازان برای نبرد آماده شده بودند.

she was kitted in stylish clothes for the party.

او با لباس‌های شیک برای مهمانی آماده شده بود.

the new office was kitted out with modern furniture.

دفتر جدید با مبلمان مدرن تجهیز شده بود.

he kitted his bike with new accessories.

او دوچرخه خود را با لوازم جانبی جدید تجهیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید