knelled for mercy
برای رحمت زنگ زد
knelled in sorrow
در غم زنگ زد
knelled at dawn
در سپیده دم زنگ زد
knelled with grief
با اندوه زنگ زد
knelled in silence
در سکوت زنگ زد
knelled in triumph
در پیروزی زنگ زد
knelled for peace
برای صلح زنگ زد
knelled at midnight
در نیمه شب زنگ زد
knelled in prayer
در نماز زنگ زد
the church bells knelled at noon.
گوشههای کلیسا در ساعت ۱۲:۰۰ به صدا درآمدند.
he knelled in prayer before the altar.
او در حالی که در مقابل محراب دعا میکرد، زنگوله را به صدا درآورد.
the town knelled for the fallen heroes.
شهر برای قهرمانان جانباخته به صدا درآمد.
as the sun set, the bells knelled softly.
همانطور که خورشید غروب میکرد، زنگها به آرامی به صدا درآمدند.
they knelled together in a moment of silence.
آنها در یک لحظه سکوت با هم به صدا درآمدند.
the funeral procession halted as the bells knelled.
همانطور که زنگها به صدا درآمدند، مراسم تشییع جنازه متوقف شد.
she knelled to express her sorrow.
او برای ابراز غم و اندوه خود زنگوله را به صدا درآورد.
the old clock knelled the hour.
ساعت قدیمی ساعت را به صدا درآورد.
in the distance, a bell knelled mournfully.
در دوردست، زنگی با حالتی غمانگیز به صدا درآمد.
the villagers knelled at the memorial service.
روستاییان در مراسم یادبود زنگوله را به صدا درآوردند.
knelled for mercy
برای رحمت زنگ زد
knelled in sorrow
در غم زنگ زد
knelled at dawn
در سپیده دم زنگ زد
knelled with grief
با اندوه زنگ زد
knelled in silence
در سکوت زنگ زد
knelled in triumph
در پیروزی زنگ زد
knelled for peace
برای صلح زنگ زد
knelled at midnight
در نیمه شب زنگ زد
knelled in prayer
در نماز زنگ زد
the church bells knelled at noon.
گوشههای کلیسا در ساعت ۱۲:۰۰ به صدا درآمدند.
he knelled in prayer before the altar.
او در حالی که در مقابل محراب دعا میکرد، زنگوله را به صدا درآورد.
the town knelled for the fallen heroes.
شهر برای قهرمانان جانباخته به صدا درآمد.
as the sun set, the bells knelled softly.
همانطور که خورشید غروب میکرد، زنگها به آرامی به صدا درآمدند.
they knelled together in a moment of silence.
آنها در یک لحظه سکوت با هم به صدا درآمدند.
the funeral procession halted as the bells knelled.
همانطور که زنگها به صدا درآمدند، مراسم تشییع جنازه متوقف شد.
she knelled to express her sorrow.
او برای ابراز غم و اندوه خود زنگوله را به صدا درآورد.
the old clock knelled the hour.
ساعت قدیمی ساعت را به صدا درآورد.
in the distance, a bell knelled mournfully.
در دوردست، زنگی با حالتی غمانگیز به صدا درآمد.
the villagers knelled at the memorial service.
روستاییان در مراسم یادبود زنگوله را به صدا درآوردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید