knelled

[ایالات متحده]/nɛld/
[بریتانیا]/nɛld/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری knell؛ نمادی از پایان چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

knelled for mercy

برای رحمت زنگ زد

knelled in sorrow

در غم زنگ زد

knelled at dawn

در سپیده دم زنگ زد

knelled with grief

با اندوه زنگ زد

knelled in silence

در سکوت زنگ زد

knelled in triumph

در پیروزی زنگ زد

knelled for peace

برای صلح زنگ زد

knelled at midnight

در نیمه شب زنگ زد

knelled in prayer

در نماز زنگ زد

جملات نمونه

the church bells knelled at noon.

گوشه‌های کلیسا در ساعت ۱۲:۰۰ به صدا درآمدند.

he knelled in prayer before the altar.

او در حالی که در مقابل محراب دعا می‌کرد، زنگوله را به صدا درآورد.

the town knelled for the fallen heroes.

شهر برای قهرمانان جان‌باخته به صدا درآمد.

as the sun set, the bells knelled softly.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، زنگ‌ها به آرامی به صدا درآمدند.

they knelled together in a moment of silence.

آنها در یک لحظه سکوت با هم به صدا درآمدند.

the funeral procession halted as the bells knelled.

همانطور که زنگ‌ها به صدا درآمدند، مراسم تشییع جنازه متوقف شد.

she knelled to express her sorrow.

او برای ابراز غم و اندوه خود زنگوله را به صدا درآورد.

the old clock knelled the hour.

ساعت قدیمی ساعت را به صدا درآورد.

in the distance, a bell knelled mournfully.

در دوردست، زنگی با حالتی غم‌انگیز به صدا درآمد.

the villagers knelled at the memorial service.

روستاییان در مراسم یادبود زنگوله را به صدا درآوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید