kneeled

[ایالات متحده]/[niːld]/
[بریتانیا]/[niːld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of kneel) به زمین آوردن خود با خم کردن پاها در زانوها؛ در حالت زانو نشستن؛ برای نشان دادن احترام یا تسلیم شدن با زانو نشستن.

عبارات و ترکیب‌ها

kneeled down

زانو زد

she kneeled

او زانو زد

he kneeled

او زانو زد

they kneeled

آنها زانو زدند

i kneeled

من زانو زدم

kneeled before

زانو زد در مقابل

kneeled respectfully

با احترام زانو زد

kneeled silently

به طور خاموش زانو زد

kneeled to pray

برای نماز زانو زد

kneeled gratefully

با قدردانی زانو زد

جملات نمونه

the child kneeled to pick up a dropped toy.

کودک برای برداشتن یک اسباب‌بازی افتاده زانو زد.

he kneeled before the king as a sign of respect.

او به احترام، در برابر پادشاه زانو زد.

she kneeled on one knee to propose to him.

او روی یک زانو زانو زد تا به او پیشنهاد ازدواج بدهد.

the knight kneeled to pledge his loyalty to the queen.

شوالیه برای اعلام وفاداری‌اش به ملکه زانو زد.

the monk kneeled in prayer at the chapel.

راهب در نماز در کلیسا زانو زد.

he kneeled down to examine the intricate carving.

او برای بررسی حکاکی پیچیده زانو زد.

the athlete kneeled to stretch his sore knee.

ورزشکار برای کشش زانوی دردش زانو زد.

she kneeled beside the river to fill her water bottle.

او برای پر کردن بطری آبش کنار رودخانه زانو زد.

the gardener kneeled to weed the flower bed.

باغبانی برای از بین بردن علف‌های هرز باغچه زانو زد.

he kneeled in the dirt, searching for his lost keys.

او در خاک زانو زد و به دنبال کلیدهای گم‌شده‌اش می‌گشت.

the young boy kneeled to ask for forgiveness.

پسر جوان برای طلب بخشش زانو زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید