knobsticks

[ایالات متحده]/ˈnɒb.stɪk/
[بریتانیا]/ˈnɑːb.stɪk/

ترجمه

n. میله‌ای با سر گرد؛ کارگری که در طول اعتصاب به کار ادامه می‌دهد؛ کارگر شکاف؛ میله‌ای که در زمینه پزشکی برای توده یا رشد استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

knobstick handle

دسته ضربه زن

knobstick design

طراحی ضربه زن

knobstick tool

ابزار ضربه زن

knobstick grip

گرفت ضربه زن

knobstick support

پشتیبانی ضربه زن

knobstick mechanism

مکانیزم ضربه زن

knobstick feature

ویژگی ضربه زن

knobstick extension

گسترش ضربه زن

knobstick adjustment

تنظیم ضربه زن

knobstick assembly

مونتاژ ضربه زن

جملات نمونه

he used a knobstick to help him walk.

او از یک چوب عصا برای کمک به راه رفتنش استفاده کرد.

the old man carved his knobstick from a sturdy branch.

مرد مسن یک چوب عصا را از یک شاخه محکم حکاکی کرد.

she leaned on her knobstick as she climbed the hill.

او در حالی که از تپه بالا می‌رفت به چوب عصای خود تکیه کرد.

the knobstick was a family heirloom passed down through generations.

چوب عصا یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل می‌شد.

he often took his knobstick with him on walks in the park.

او اغلب چوب عصای خود را در پیاده‌روی در پارک با خود می‌برد.

she painted her knobstick with bright colors for fun.

او برای تفریح چوب عصای خود را با رنگ‌های روشن نقاشی کرد.

the knobstick provided him with the stability he needed.

چوب عصا ثبات مورد نیاز او را فراهم کرد.

he always kept his knobstick by the door for easy access.

او همیشه چوب عصای خود را برای دسترسی آسان کنار دررنگه می‌داشت.

using a knobstick can help reduce strain on the legs.

استفاده از چوب عصا می‌تواند به کاهش فشار روی پاها کمک کند.

she customized her knobstick with a comfortable grip.

او دسته چوب عصای خود را با یک دستگیره راحت سفارشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید