kook out
بیرون رفتن
kook around
گشتن اطراف
total kook
کاملاً عجیب
kook it
انجامش بده
kook show
نمایش عجیب
kook ball
توپ عجیب
kook vibe
فضای عجیب
kook factor
عامل عجیب
kook style
سبک عجیب
kook alert
هشدار عجیب
he's a real kook when it comes to conspiracy theories.
او در مورد نظریههای توطئه واقعاً یک دیوانه است.
don't mind her; she's just a kook with her strange ideas.
به او توجه نکنید؛ او فقط یک دیوانه با ایدههای عجیب و غریبش است.
that kook always dresses in the most unusual outfits.
آن دیوانه همیشه با عجیبترین لباسها لباس میپوشد.
people think he's a kook because he talks to his plants.
مردم فکر میکنند او یک دیوانه است زیرا با گیاهانش صحبت میکند.
she has a kooky sense of humor that makes everyone laugh.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد که باعث خنده همه میشود.
his kooky inventions often leave people scratching their heads.
اختراعات عجیب و غریب او اغلب باعث میشود مردم سر خود را خاراندند.
being a kook can sometimes lead to creative breakthroughs.
گاهی اوقات دیوانه بودن میتواند منجر به پیشرفتهای خلاقانه شود.
they call him a kook for his unconventional lifestyle.
آنها او را به دلیل سبک زندگی غیرمتعارفی که دارد، دیوانه صدا میکنند.
a kooky idea can sometimes change the world.
یک ایده عجیب و غریب گاهی اوقات میتواند جهان را تغییر دهد.
she embraces her kooky personality and enjoys being different.
او از شخصیت عجیب و غریب خود استقبال میکند و از متفاوت بودن لذت میبرد.
kook out
بیرون رفتن
kook around
گشتن اطراف
total kook
کاملاً عجیب
kook it
انجامش بده
kook show
نمایش عجیب
kook ball
توپ عجیب
kook vibe
فضای عجیب
kook factor
عامل عجیب
kook style
سبک عجیب
kook alert
هشدار عجیب
he's a real kook when it comes to conspiracy theories.
او در مورد نظریههای توطئه واقعاً یک دیوانه است.
don't mind her; she's just a kook with her strange ideas.
به او توجه نکنید؛ او فقط یک دیوانه با ایدههای عجیب و غریبش است.
that kook always dresses in the most unusual outfits.
آن دیوانه همیشه با عجیبترین لباسها لباس میپوشد.
people think he's a kook because he talks to his plants.
مردم فکر میکنند او یک دیوانه است زیرا با گیاهانش صحبت میکند.
she has a kooky sense of humor that makes everyone laugh.
او حس شوخ طبعی عجیب و غریبی دارد که باعث خنده همه میشود.
his kooky inventions often leave people scratching their heads.
اختراعات عجیب و غریب او اغلب باعث میشود مردم سر خود را خاراندند.
being a kook can sometimes lead to creative breakthroughs.
گاهی اوقات دیوانه بودن میتواند منجر به پیشرفتهای خلاقانه شود.
they call him a kook for his unconventional lifestyle.
آنها او را به دلیل سبک زندگی غیرمتعارفی که دارد، دیوانه صدا میکنند.
a kooky idea can sometimes change the world.
یک ایده عجیب و غریب گاهی اوقات میتواند جهان را تغییر دهد.
she embraces her kooky personality and enjoys being different.
او از شخصیت عجیب و غریب خود استقبال میکند و از متفاوت بودن لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید