kotowing to authority
تمکین در برابر اقتدار
kotowing to pressure
تمکین در برابر فشار
kotowing to demands
تمکین در برابر خواستهها
kotowing to tradition
تمکین در برابر سنت
kotowing to expectations
تمکین در برابر انتظارات
kotowing to critics
تمکین در برابر منتقدان
kotowing to trends
تمکین در برابر روندها
kotowing to power
تمکین در برابر قدرت
kotowing to superiors
تمکین در برابر مافوقها
kotowing to influence
تمکین در برابر نفوذ
he was accused of kotowing to the powerful.
او به خاطر تعصب در برابر قدرتمندانان متهم شد.
many politicians are often seen kotowing to lobbyists.
بسیاری از سیاستمداران اغلب دیده می شوند که در برابر لابیگران تعصب دارند.
she felt uncomfortable with the idea of kotowing to tradition.
او با این ایده که در برابر سنت تعصب داشته باشد احساس ناراحتی کرد.
in some cultures, kotowing is a sign of respect.
در برخی فرهنگها، تعصب نشانهای از احترام است.
he refused to engage in kotowing to corporate interests.
او از تعصب در برابر منافع شرکتی امتناع کرد.
she believes that kotowing to authority is not necessary.
او معتقد است که تعصب در برابر اقتدار ضروری نیست.
the artist was criticized for kotowing to commercial pressures.
هنرمند به خاطر تعصب در برابر فشارهای تجاری مورد انتقاد قرار گرفت.
he has a reputation for kotowing to his superiors.
او به خاطر تعصب در برابر مافوق هایش شهرت دارد.
many employees feel they must engage in kotowing to keep their jobs.
بسیاری از کارمندان احساس می کنند که برای حفظ شغل خود باید در برابر تعصب عمل کنند.
kotowing to public opinion can sometimes be detrimental.
تعصب در برابر نظر عمومی گاهی اوقات می تواند مضر باشد.
kotowing to authority
تمکین در برابر اقتدار
kotowing to pressure
تمکین در برابر فشار
kotowing to demands
تمکین در برابر خواستهها
kotowing to tradition
تمکین در برابر سنت
kotowing to expectations
تمکین در برابر انتظارات
kotowing to critics
تمکین در برابر منتقدان
kotowing to trends
تمکین در برابر روندها
kotowing to power
تمکین در برابر قدرت
kotowing to superiors
تمکین در برابر مافوقها
kotowing to influence
تمکین در برابر نفوذ
he was accused of kotowing to the powerful.
او به خاطر تعصب در برابر قدرتمندانان متهم شد.
many politicians are often seen kotowing to lobbyists.
بسیاری از سیاستمداران اغلب دیده می شوند که در برابر لابیگران تعصب دارند.
she felt uncomfortable with the idea of kotowing to tradition.
او با این ایده که در برابر سنت تعصب داشته باشد احساس ناراحتی کرد.
in some cultures, kotowing is a sign of respect.
در برخی فرهنگها، تعصب نشانهای از احترام است.
he refused to engage in kotowing to corporate interests.
او از تعصب در برابر منافع شرکتی امتناع کرد.
she believes that kotowing to authority is not necessary.
او معتقد است که تعصب در برابر اقتدار ضروری نیست.
the artist was criticized for kotowing to commercial pressures.
هنرمند به خاطر تعصب در برابر فشارهای تجاری مورد انتقاد قرار گرفت.
he has a reputation for kotowing to his superiors.
او به خاطر تعصب در برابر مافوق هایش شهرت دارد.
many employees feel they must engage in kotowing to keep their jobs.
بسیاری از کارمندان احساس می کنند که برای حفظ شغل خود باید در برابر تعصب عمل کنند.
kotowing to public opinion can sometimes be detrimental.
تعصب در برابر نظر عمومی گاهی اوقات می تواند مضر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید