labourists

[ایالات متحده]/ˈleɪ.bər.ɪst/
[بریتانیا]/ˈleɪ.bɚ.ɪst/

ترجمه

n. (به‌ویژه در بریتانیا) یک عضو حزب کارگر؛ یک پیرو حزب کارگر

عبارات و ترکیب‌ها

labourist party

حزب کارگری

labourist movement

جنبش کارگری

labourist policies

خط مشی های کارگری

labourist leader

رهبر کارگری

labourist agenda

برنامه کاری کارگری

labourist ideology

ایدئولوژی کارگری

labourist principles

اصول کارگری

labourist values

ارزش های کارگری

labourist reforms

اصلاحات کارگری

labourist union

اتحادیه کارگری

جملات نمونه

the labourist policies focus on workers' rights.

سیاست‌های لیبرالیست بر حقوق کارگران تمرکز دارند.

many labourist leaders advocate for higher wages.

بسیاری از رهبران لیبرالیست از افزایش دستمزدها حمایت می‌کنند.

the labourist movement has gained significant support.

جنبش لیبرالیست حمایت قابل توجهی به دست آورده است.

he is a prominent labourist in the political arena.

او یک لیبرالیست برجسته در عرصه سیاسی است.

labourist ideologies often emphasize social justice.

ایدئولوژی‌های لیبرالیستی اغلب بر عدالت اجتماعی تأکید می‌کنند.

she joined the labourist party to promote workers' interests.

او برای ترویج منافع کارگران به حزب لیبرالیست پیوست.

labourist reforms aim to improve working conditions.

اصلاحات لیبرالیستی برای بهبود شرایط کاری هدف گذاری می کنند.

the labourist agenda includes environmental sustainability.

برنامه لیبرالیستی شامل پایداری محیط زیست است.

he wrote a book about the history of the labourist movement.

او کتابی در مورد تاریخ جنبش لیبرالیست نوشت.

labourist activists organized a rally for workers' rights.

فعالین لیبرالیستی یک تظاهرات برای حقوق کارگران سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید