laddered

[ایالات متحده]/ˈlædəd/
[بریتانیا]/ˈlædərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته نردبان؛ نصب یک نردبان بر روی
adj. دارای نردبان؛ مرتب شده در یک الگوی منظم

عبارات و ترکیب‌ها

laddered approach

رویکرد پله‌ای

laddered system

سیستم پله‌ای

laddered levels

سطوح پله‌ای

laddered strategy

استراتژی پله‌ای

laddered hierarchy

سلسله مراتب پله‌ای

laddered structure

ساختار پله‌ای

laddered benefits

مزایای پله‌ای

laddered framework

چارچوب پله‌ای

laddered progression

پیشرفت پله‌ای

laddered model

مدل پله‌ای

جملات نمونه

her career laddered quickly due to her hard work.

به دلیل تلاش فراوان، مسیر شغلی او به سرعت پیشرفت کرد.

the company laddered its employees based on performance.

شرکت بر اساس عملکرد، کارمندان خود را ارتقا داد.

he laddered through various positions in the organization.

او از طریق مشاغل مختلف در سازمان پیشرفت کرد.

they laddered their way to the top of the industry.

آنها با تلاش خود به اوج صنعت رسیدند.

she laddered her skills by taking additional courses.

او با گذراندن دوره های آموزشی بیشتر، مهارت های خود را ارتقا داد.

after years of hard work, he finally laddered to management.

پس از سال‌ها تلاش، او سرانجام به مدیریت ارتقا یافت.

the training program is designed to help employees ladder their careers.

برنامه آموزشی برای کمک به کارمندان در ارتقای شغلی خود طراحی شده است.

they laddered their investments for better returns.

آنها سرمایه گذاری های خود را برای بازدهی بیشتر ارتقا دادند.

she has laddered her way up in the tech field.

او در زمینه فناوری، جایگاه خود را ارتقا داده است.

the mentorship program helps young professionals ladder their expertise.

برنامه مربیگری به متخصصان جوان کمک می کند تا تخصص خود را ارتقا دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید