ladrillo

[ایالات متحده]/laˈðɾi.ʎo/
[بریتانیا]/laˈdɾi.jo/

ترجمه

n. یک مکعب مستطیلی از گلی که برای ساختن استفاده می‌شود

جملات نمونه

they used a red brick for the exterior wall.

آنها از یک گچ باری قرمز برای دیوار خارجی استفاده کردند.

he bought a brick of cheese at the market.

او یک گچ باری پنیه در بازار خریداری کرد.

the ancient brick factory closed down years ago.

کارخانه گچ باری قدیمی چند سال پیش بسته شد.

she tripped over a loose brick on the path.

او روی یک گچ باری لغزید و سقوط کرد.

a brick wall blocked the end of the alley.

یک دیوار گچ باری در انتهای مسیر مسدود کرد.

the house is built entirely of brick and stone.

این خانه کاملاً از گچ باری و سنگ ساخته شده است.

someone threw a brick through the window last night.

کسی شب گذشته یک گچ باری از پنجره پرتاب کرد.

this ice cream brick is perfect for dessert.

این گچ باری آیس کريم برای م甜点 کامل است.

the brick mason worked quickly to finish the job.

مبلمان گچ باری به سرعت کار را تمام کرد.

we need to buy another brick of cream cheese.

ما نیاز داریم یک گچ باری دیگر از پنیه خریداری کنیم.

the exposed brick gives the room an industrial look.

گچ باری نمایشی به اتاق یک نگاه صنعتی می دهد.

he carried a heavy brick in his backpack.

او یک گچ باری سنگین را در پشت کیف خود حمل می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید