ladykiller

[ایالات متحده]/ˈleɪdi ˌkɪlər/
[بریتانیا]/ˈleɪdi ˌkɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که زنان را م誘ه می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ladykillers

کشیش‌کش

he's a ladykiller

او یک کشیش‌کش است

ladykiller smile

خنده‌ی کشیش‌کش

total ladykiller

کشیش‌کش کامل

confirmed ladykiller

کشیش‌کش تأیید شده

ladykiller reputation

معروفیت کشیش‌کش

ultimate ladykiller

کشیش‌کش نهایی

جملات نمونه

he's a notorious ladykiller who has broken countless hearts.

او یک قاتل زنان معروف است که قلب های بی شماری را شکست داده است.

she fell for his confirmed ladykiller smile.

او به لبخند قطعی قاتل زنان او گیر کشید.

he has the reputation of being a ladykiller in their social circle.

او در دایره اجتماعی خود به عنوان یک قاتل زنان شهرت دارد.

the actor's ladykiller charm made him extremely popular.

جذابیت قاتل زنان بازیگر او را بسیار محبوب کرد.

he's known as the ultimate ladykiller among his colleagues.

او به عنوان قاتل زنان نهایی در میان همکارانش شناخته می شود.

her grandfather was quite a ladykiller in his younger days.

پدربزرگ او در روزگار جوانی خیلی یک قاتل زنان بود.

the magazine described him as a professional ladykiller.

مجله او را یک قاتل زنان حرفه ای توصیف کرد.

he has those classic ladykiller looks that never go out of style.

او دارای ظاهر کلاسیک قاتل زنان است که هرگز از موضه خارج نمی شود.

despite being a ladykiller, he's actually quite shy.

هرچند که یک قاتل زنان است، واقعاً خیلی خجالتی است.

his ladykiller persona is just an act.

شخصیت قاتل زنان او فقط یک بازی است.

she married a reformed ladykiller who finally settled down.

او با یک قاتل زنانی که در نهایت آرام گرفت ازدواج کرد.

the famous actor was quite a ladykiller in hollywood's golden age.

بازیگر معروف در دوره طلایی هالیوود خیلی یک قاتل زنان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید