lallygag around
چرت و پرت کردن
don't lallygag
چرت و پرت نکن
lallygag all day
کل روز چرت و پرت کن
lallygag instead
به جای آن چرت و پرت کن
let's lallygag
بیایید چرت و پرت کنیم
lallygag with friends
با دوستان چرت و پرت کن
stop lallygagging
چرت و پرت کردن را متوقف کن
lallygagging about
در مورد چرت و پرت کردن
lallygag in class
در کلاس چرت و پرت کن
just lallygag
فقط چرت و پرت کن
don't lallygag when you have important tasks to finish.
وقتی کارهای مهمی برای انجام دادن دارید، معطل نشوید.
we can't afford to lallygag if we want to meet the deadline.
اگر میخواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمیتوانیم معطل کنیم.
stop lallygagging and start working on your project.
معطل کردن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه خود کنید.
she tends to lallygag before getting ready for school.
او معمولاً قبل از آماده شدن برای مدرسه معطل میکند.
he was lallygagging around instead of studying for the exam.
به جای اینکه برای امتحان درس بخواند، معطل بود.
let's not lallygag; we have a long journey ahead.
معطل نکنیم؛ یک سفر طولانی در پیش داریم.
they were just lallygagging in the park all afternoon.
آنها بعد از ظهر فقط در پارک معطل بودند.
instead of lallygagging, he decided to take action.
به جای معطل کردن، تصمیم گرفت اقدام کند.
don't lallygag; we need to leave in ten minutes!
معطل نکنید؛ باید در ده دقیقه حرکت کنیم!
she often lallygags when she has to do chores.
او اغلب وقتی باید کارهای خانه را انجام دهد، معطل میکند.
lallygag around
چرت و پرت کردن
don't lallygag
چرت و پرت نکن
lallygag all day
کل روز چرت و پرت کن
lallygag instead
به جای آن چرت و پرت کن
let's lallygag
بیایید چرت و پرت کنیم
lallygag with friends
با دوستان چرت و پرت کن
stop lallygagging
چرت و پرت کردن را متوقف کن
lallygagging about
در مورد چرت و پرت کردن
lallygag in class
در کلاس چرت و پرت کن
just lallygag
فقط چرت و پرت کن
don't lallygag when you have important tasks to finish.
وقتی کارهای مهمی برای انجام دادن دارید، معطل نشوید.
we can't afford to lallygag if we want to meet the deadline.
اگر میخواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمیتوانیم معطل کنیم.
stop lallygagging and start working on your project.
معطل کردن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه خود کنید.
she tends to lallygag before getting ready for school.
او معمولاً قبل از آماده شدن برای مدرسه معطل میکند.
he was lallygagging around instead of studying for the exam.
به جای اینکه برای امتحان درس بخواند، معطل بود.
let's not lallygag; we have a long journey ahead.
معطل نکنیم؛ یک سفر طولانی در پیش داریم.
they were just lallygagging in the park all afternoon.
آنها بعد از ظهر فقط در پارک معطل بودند.
instead of lallygagging, he decided to take action.
به جای معطل کردن، تصمیم گرفت اقدام کند.
don't lallygag; we need to leave in ten minutes!
معطل نکنید؛ باید در ده دقیقه حرکت کنیم!
she often lallygags when she has to do chores.
او اغلب وقتی باید کارهای خانه را انجام دهد، معطل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید