lallygagging

[ایالات متحده]/ˈlæliˌɡæɡ/
[بریتانیا]/ˈlɑliˌɡæɡ/

ترجمه

vi. وقت را بی هدف گذراندن; تنبلی کردن; به فعالیت جنسی غیررسمی مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

lallygag around

چرت و پرت کردن

don't lallygag

چرت و پرت نکن

lallygag all day

کل روز چرت و پرت کن

lallygag instead

به جای آن چرت و پرت کن

let's lallygag

بیایید چرت و پرت کنیم

lallygag with friends

با دوستان چرت و پرت کن

stop lallygagging

چرت و پرت کردن را متوقف کن

lallygagging about

در مورد چرت و پرت کردن

lallygag in class

در کلاس چرت و پرت کن

just lallygag

فقط چرت و پرت کن

جملات نمونه

don't lallygag when you have important tasks to finish.

وقتی کارهای مهمی برای انجام دادن دارید، معطل نشوید.

we can't afford to lallygag if we want to meet the deadline.

اگر می‌خواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمی‌توانیم معطل کنیم.

stop lallygagging and start working on your project.

معطل کردن را متوقف کنید و شروع به کار روی پروژه خود کنید.

she tends to lallygag before getting ready for school.

او معمولاً قبل از آماده شدن برای مدرسه معطل می‌کند.

he was lallygagging around instead of studying for the exam.

به جای اینکه برای امتحان درس بخواند، معطل بود.

let's not lallygag; we have a long journey ahead.

معطل نکنیم؛ یک سفر طولانی در پیش داریم.

they were just lallygagging in the park all afternoon.

آنها بعد از ظهر فقط در پارک معطل بودند.

instead of lallygagging, he decided to take action.

به جای معطل کردن، تصمیم گرفت اقدام کند.

don't lallygag; we need to leave in ten minutes!

معطل نکنید؛ باید در ده دقیقه حرکت کنیم!

she often lallygags when she has to do chores.

او اغلب وقتی باید کارهای خانه را انجام دهد، معطل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید