landsurfaces

[ایالات متحده]/ˈlændˌsɜːfɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈlændˌsɜːrfɪsɪz/

ترجمه

n. جمع land-surface؛ سطح جامد زمین؛ جمع landsurface؛ سطوح حمل افقی؛ جمع land-surface؛ سطوح پد؛ مناطق سطح قالب.

جملات نمونه

earth's landsurfaces are covered with various types of vegetation.

سطح‌های زمین با انواع مختلف گیاهان پوشیده شده‌اند.

the scientist studied the sloping landsurfaces of the mountainous region.

دانشمند سطوح زمینی شیب‌دار منطقه‌ای کوهستانی را مورد مطالعه قرار داد.

urban landsurfaces often have less vegetation than rural areas.

سطح‌های زمینی شهری اغلب دارای گیاهان کمتری نسبت به مناطق روستایی هستند.

bare landsurfaces are more susceptible to erosion.

سطح‌های زمینی بدون گیاهان بیشتر به فرسیون معرض خطر هستند.

vegetated landsurfaces help prevent soil erosion.

سطح‌های زمینی گیاهان دار، از فرسیون خاک جلوگیری می‌کنند.

different landsurfaces affect how water drains in an area.

انواع مختلف سطوح زمین، نحوه جریان آب در یک منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

the researcher analyzed various landsurfaces for the environmental study.

پژوهشگر انواع سطوح زمین را برای مطالعه محیطی تحلیل کرد.

agricultural landsurfaces require proper management to maintain productivity.

سطح‌های زمینی کشاورزی نیاز به مدیریت مناسب برای حفظ بهره‌وری دارند.

natural landsurfaces provide important habitats for wildlife.

سطح‌های زمینی طبیعی، زیستگاه‌های مهم برای حیوانات وحشی فراهم می‌کنند.

the satellite images showed the diverse landsurfaces of the archipelago.

تصاویر ماهواره‌ای تنوع سطوح زمینی جزیره‌های آروپا را نشان داد.

degraded landsurfaces need restoration efforts.

سطح‌های زمینی فرسوده نیاز به تلاش‌های بازیابی دارند.

flat landsurfaces are ideal for agricultural development.

سطح‌های زمینی مسطح برای توسعه کشاورزی مناسب‌ترند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید